تبلیغات
ایران جهانی در یک مرز - مطالب Saeed.R
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

دریاچه مهارلو - شیراز

دریاچه مهارلو در حدود 18 کیلومتری جنوب خاوری شیراز قرار دارد

این دریاچه در جنوب شرقى شیراز قرار گرفته و توسط سه رودخانه نوبه‌اى خشک، حمزه و سروستان و همچنین روان آب هاى کوه‌هاى مجاور تغذیه مى‌شود.

رودخانه خشک از کوه‌هاى شمال غربى شیراز شروع شده و از مرکز شیراز مى‌گذرد.

رودخانه حمزه بیشتر از کوه سبز پوشان در جنوب غربى شیراز تغذیه شده و در قسمت غرب به دریاچه مى‌پیوندد و رودخانه سروستان از کوه‌هاى سیاه و احمدى و سایر ارتفاعات شرقى دریاچه بوجود مى‌آید.

این دریاچه صحرائى است و به دریاى آزاد راهى ندارد. پهناى دریاچه 15-10 کیلومتر، طول آن 28 کیلومتر و وسعت آن 257 کیلومتر مربع است که از آن 54 درصد دریاچه فعلى، 22 درصد پوشش نمکى و 24 درصد پوشش گلى است.

عمیق‌ترین نقطه آن در بهار کمتر از یک متر آب دارد و ارتفاع آن از سطح دریا 1460 متر است.

ارتفاع این دریاچه، 1460 متر از سطح دریا و بیشینه ژرفای آن 3  متر است. به همین دلیل میزان تبخیر بالاست و بخشی از بستر آن را لایه‎ای از نمک می‎پوشاند و فقط در بخش‎های شمالی و مرکزی آن، آن هم با ژرفای خیلی کم و شوری زیاد،آب وجود دارد.

دریاچه مهارلو در یک فرونشست ناودیس مانند با روند شمال باختری - جنوب خاوری، شکل گرفته که گسل جوان و لرزه‎ای سروستان از آن می‎گذرد.



نوشته شده توسط :Saeed.R
پنجشنبه 10 شهریور 1390-09:14 ب.ظ
نظرات() 

دریاچه جازموریان (جزموریان) - ایرانشهر

هامون جازموریان، یک فرونشست زمین‎ساختی جوان در 150 کیلومتری باختر ایرانشهر است که ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 350 متر می‎باشد

وسعت این هامون در فصول پرباران، 3300 کیلومترمربع است و به دلیل شرایط اقلیمی ویژه، در بیشتر مواقع سال، بخش اعظم آن به کفه نمکی وکفه‎های رسی تبدیل می‎شود.

رودها و آبراهه‎های متعدد دائمی و موقت، به این هامون می‎ریزند که از میان آنها، رود بَمپور و هلیل‎رود اهمیت بیشتری دارند.

دریاچه جازموریان شامل سه بخش است:

  • دریاچه فصلی که گستره آن در فصول خشک و مرطوب تغییرات زیادی دارد و در بیشتر جاها در اواخر تابستان و اوایل پاییز ناپدید می‎شود
  • پهنه مرطوب که سطحی در حدود 22 درصد می‎پوشاند
  • پهنه باتلاقی که 59 درصد از منطقة مرطوب را زیر پوشش دارد و مرز بالایی آن به پهنه‎های سیلتی- رسی است

هامون جازموریان در مرکز یک فرونشست زمین‎ساختی جوان است که بین رشته کوه‎های جبال‎بارز (در شمال) و رشته کوه‎های بشاگرد (در جنوب) قرار دارد.

در گذشته این فرونشست را لبه جنوبی بلوک لوت می‎دانستند، ولی در حال حاضر این باور وجود دارد که جازموریان نوعی فرونشست پیش کمانی است که در شکل‎گیری آن، فرورانش پوستة اقیانوسی عمان به زیر مکران و همچنین عملکرد گسل‎های همروند با فروافتادگی، به ویژه مجموعه گسلی بشاگرد، نقش داشته‎اند.



نوشته شده توسط :Saeed.R
پنجشنبه 10 شهریور 1390-09:13 ب.ظ
نظرات() 

دریاچه‌های بختگان و طَشک - نیریز

دریاچه‎های بختگان و طشک دو فرونشست میان‎کوهی هستند که ارتفاع آنها از سطح دریای آزاد حدود 1558 متر است

دریاچه بختگان در باختر نیریز قرار دارد و به صورت یک فروافتادگی کشیده به طول تقریبی 70 تا 100 کیلومتر است که روند شمال باختر - جنوب خاور دارد و سطح زیر پوشش آن حدود 2000 کیلومترمربع است.

سواحل این دریاچه با رسوبات سفیدرنگ تبخیری پوشیده شده‎اند ولی در سواحل نزدیک به سنگ‎های افیولیتی، رنگ تیره‎تر است.

دریاچه طَشک با وسعت تقریبی 800 کیلومترمربع در شمال باختری دریاچه بختگان و 160 کیلومتری خاور شیراز قرار دارد.

تنها راه ارتباطی این دو دریاچه، از طریق دلتای رود کُر است که بخشی از آن به دریاچه بختگان و بخش دیگر به دریاچة طشک می‎ریزد.

تعدادی جزیره و شبه جزیره کوچک و بزرگ از جنس رادیولاریت، سنگ‎های پلاژیک و آهک‎های سروک در این دو دریاچه وجود دارند که مهم‎ترین آنها جزایر نرگس و گنبان (در دریاچه طشک) و جزیره مناک در دریاچه بختگان است که مساحت آنها، تابع شرایط بارندگی سالانه است.

بلندترین نقطه جزیره گنبان 1734 متر از سطح دریا است که از سطح دریاچه حدود 185 متر بلندتر است. دریاچه طشک ژرفایی کمتر از بختگان دارد و در فصول خشک، ارتباط آن با بختگان قطع می‎شود.

تأمین کننده اصلی آب این دو دریاچه، رود کُر است که از کوه‎های برآفتاب و موسی‎خانی، در 50 کیلومتری جنوب باختری ده‎بید سرچشمه می‎گیرد و در شمال باختری مرودشت، پس از یکی شدن با رود شادکان (شادکام) و عبور از دشت مرودشت به دریاچه‎ها می‎ریزد.

از طریق چشمه‌سارها که از سنگ‎آهک‎ها و دولومیت‎های پیرامون دریاچه سرچشمه می‌گیرند نیز مقدار قابل توجهی آب وارد دریاچه‎ها می‎شود.

ترکیب شیمیایی آب دو دریاچه از نوع کلریدسدیم، کلریدمنیزیم، سولفات سدیم می‎باشد.



نوشته شده توسط :Saeed.R
پنجشنبه 10 شهریور 1390-09:09 ب.ظ
نظرات() 

آشنایی با دریاچه اوان - قزوین

دریاچه زیبای اوان در نیمه شمالی الموت در دامنه کوه خشچال در فاصله 75 کیلومتری و در میان چهار روستای اوان، وربن، زواردشت و زرآباد شهر قزوین قرار دارد

این دریاچه که بیش از 70 هزار متر مربع مساحت دارد، در ارتفاع 1800 متری از سطح دریا واقع شده است. طول آن در طویل‌ترین قسمت 325 متر و عرض آن 275 متر می‌باشد.

بخشی از آب این دریاچه از آب چشمه‌های زیرزمینی موجود در بستر دریاچه و بخش ناچیزی نیز هنگام بارندگی تامین می‌شود اما به صورت سطحی و کم.

غلیان دایمی آن باعث صافی و زلالی آب دریاچه شده است. عمیق‌ترین بخش این دریاچه به عمق حدود 6متر می‌رسد که در جنوب شرقی آن واقع شده است.

از سرریز آب دریاچه نیز رود کوچکی تشکیل می‌شود که آب آن مورد استفاده کشاورزان روستاهای کوشک و آیین است.

در تابستان این دریاچه محل ماهیگیری، آب تنی و قایق سواری و در پاییز، مأمن پرندگان مهاجر مانند قو، غاز، مرغابی و در زمستان با توجه به برودت هوا و یخ زدن سطح آن قابل اسکی سواری است.

در این دریاچه انواع ماهی‌های قزل‌آلای خال‌دار، کپور و اردک ماهی وجود دارد.

غیر از گونه‌های درختی دست کاشت‌ نظیر بید، چنار تبریزی، سیب، آلبالو، گیلاس، سنجد، فندق و گردو و گیاهان علفی مانند گون، کنگر، شیرین بیان و گونه‌های مختلف دیگر از خانواده‌های گراشینه و لگرینبدره هم در حوزه آبخیز راوان وجود دارند.

حیات ‌وحش این حوزه آبخیز شامل کل و بز، پلنگ، خرس قهوه‌ای، روباه، شغال، گرگ، گراز است که به علت شکار بی‌رویه و تخریب زیستگاه آنان کاهش چشمگیری یافته است.

دریاچه اوان با حضور نماینده سازمان ملل و برافراشتن پرچم سازمان ملل و پرچم ایران رسماً به‌عنوان قطب گردشگری جهان اعلام شده است.

این دریاچه همچون نگینی زمردین می‌درخشد و با چشم‌انداز مسحورکننده‌اش گردشگران داخلی و خارجی بسیاری را در چهار فصل به خود جذب می‌کند.



نوشته شده توسط :Saeed.R
دوشنبه 7 شهریور 1390-05:45 ب.ظ
نظرات() 

آشنایی با دریاچه هامون - سیستان

دریاچه هامون سومین دریاچه بزرگ ایران پس از دریاچه خزر و دریاچه ارومیه است

نام دریاچه هامون در اوستا کانس اویا، در پهلوی کیانسی و در شاهنامه فردوسی زره آمده‌است.

 دریاچه هامون با حدود 1800 کیلومترمربع وسعت، بزرگ‎ترین حوضه دریاچه‎ای خاور ایران است که از سه حوضچه اصلی یوزک، صابری و هیرمند تشکیل شده است.

این حوضچه‌ها در فصول کم باران و در زمان بادهای 120 روزه از هم جدا و در زمان‎های پرباران، دریاچه واحدی را تشکیل می‎دهند.

رودها و آبراهه‎های زیادی به این دریاچه و باتلاق‎های اطراف ریخته می‎شود که از میان آنها، رود هیرمند بیشترین آبدهی را دارد. هیرمند در ایران و بخشی از صابری در افغانستان است.

از نگاه ریخت‎شناسی، دریاچه‎ها از سه بخش تشکیل شده ‎است:

  • دریاچه‎های دائمی، که بیشترین سطح را با ژرفای بیشینه حدود 11 متر دارد
  • دریاچه‎های فصلی، که بصورت نوار به نسبت باریکی پیرامون دریاچه‎های دائمی قرار دارند
  • کفه‎های گلی و باتلاق‎ها، که بیشتر در حاشیه خاوری و جنوب خاوری دریاچه‎ها توسعه دارند

در دشت سیستان یک سری فرورفتگی‌ها و چاله‌های طبیعی وجود دارد که در ماه‌های مختلف به دریاچه و باتلاق و نیزار تبدیل می‌شود و به سه قسمت سابوری، پوزک وهامون تقسیم می‌شود.

وسعت کل هامون‌ها در زمان پرآبی ۵۶۶۰ کیلومتر مربع است که از این مقدار ۳۸۲۰ کیلومتر مربع متعلق به ایران است.

از دیدگاه زمین‎شناسی، دریاچه یا مجموعه دریاهای هامون بخشی از بلوک ساختاری هیلمند (هلمند) افغانستان دانسته شده که در خاور گسل شمالی - جنوبی هریرود قرار دارد.

اما داده‎های منطقه‎ای نشان می‎دهد که دشت زابل بخشی از فرونشست داری‎رود افغانستان است که نقاط پست آن مانند دریاچه‎های هامون، پایانه و محل انباشت بخشی از روان‎آب‎های هندوکُش و آبراهه‎های سرچشمه گرفته از خاک ایران است.



نوشته شده توسط :Saeed.R
دوشنبه 7 شهریور 1390-05:42 ب.ظ
نظرات() 

دریاچه شورمست - مازندران

دریاچه شورمست در 6 کیلومتری شهرپل سفید قرار دارد

این دریاچه، تنها دریاچه طبیعی شهرستان سواد کوه با وسعت ۱۵ هزار متر مربع و عمق ۵ متر است.

دریاچهٔ طبیعی شهرستان سوادکوه، در ۶ کیلومتری غرب شهر پل سفید و در ارتفاعات مشرف به این شهر در مجاورت روستای شورمست واقع شده‌است.

 منظره این دریاچه با جنگل اطراف آن که از درختان کهنسال و بلند قامت توسکا پوشیده شده، آن را به یکی از زیباترین اماکن موجود در شهرستان سوادکوه تبدیل ساخته‌است.

 دریاچه شورمست به دلیل قرار گرفتن در شاهراه تهران - شمال و وجود دو محور جاده آسفالته و راه آهن از موقعیت بسیار مناسبی برخوردار است.

روستا و دریاچه شورمست در ناحیه جنوبی استان مازندران و در جنوب غربی شهرستان سوادکوه، شهر پل سفید قرار دارد.

در اطراف این دریاچه، تاسیسات عظیم استخراج زغال سنگ، پل ورسک، امامزاده عبدالحق زیرآب، برج تاریخی لاجیم، قلعه کنگ لو، امامزاده شابالوفلورد، امامزاده سامولا ارفع‌ده، کوه‌های صخره‌ای خروا و نروا و بسیاری از مکان‌ها و چشم اندازهای زیبای طبیعی قرار دارند.

1

1



نوشته شده توسط :Saeed.R
جمعه 4 شهریور 1390-12:01 ب.ظ
نظرات() 

دریای عمان

دریای عمان پهنه آبی است که خلیج فارس را به اقیانوس هند متصل می‌کند

دریای عمان، پیشروی آب اقیانوس هند است به داخل خشکی در جنوب غربی آسیا.

کشورهای ایران و پاکستان در شمال آن و کشورهای عمان و امارات در جنوب آن قرار دارند.

دریای عمان از سمت غرب توسط تنگه هرمز به خلیج فارس و از سمت شرق و جنوب شرقی به دریای عرب و اقیانوس هند وصل می‌شود.

در جنوب دریای عمان کشور عمان قرار دارد. طول ساحل ایران در امتداد دریای عمان، از خلیج گواتر تا بندر عباس، 784 کیلومتر است.

سواحل جنوبی ایران از تنگه هرمز تا بندر گواتر مجاور آن است و این مسافت نیمی از سواحل جنوبی ایران را تشکیل می‌دهد.

مدار رأس‌السرطان از شمال آن عبور می‌کند و از این رو این دریا در منطقه گرم کره زمین واقع است.

حداکثر درجه حرارت سطح آب در مرداد ماه 33 درجه و در دی ماه دست کم 19.8 درجه است. طول آن از تنگه هرمز تا دکن حدود 610 کیلومتر و عرض آن کمتر از عرض آب‌های خلیج فارس است.

مساحت آن 903 هزار کیلومتر مربع است در مقابل عمق آن از خلیج فارس بیشتر است.

عمق این دریا در اطراف چاه‌بهار حدود 3398 متر است. هرچه به سوی غرب پیش برویم، عمق آن به سرعت کم می‌شود تا جایی که در نزدیکی تنگه هرمز به 73 متر می‌رسد.

بنادر کوچکی چون جاسک، چاه‌بهار، گواتر در کنار این دریا‌ دیده می‌شوند که بیانگر بازرگانی و دریانوردی آن است.

شهرهای مهم حاشیه این دریا در ایران چابهار و جاسک و در کشور عمان مسقط (پایتخت عمان) هستند.



نوشته شده توسط :Saeed.R
جمعه 4 شهریور 1390-11:57 ق.ظ
نظرات() 

دریاها و دریاچه‌های ایران

دریا در معنی کلی، به آب بسیار که محوطه وسیعی را فرا گیرد و به اقیانوس راه دارد اطلاق می‌شود

دریا، پهنه بزرگی از آب شور است که با اقیانوس یا به عبارتی به آب‌های آزاد راه داشته ‌باشد. واژۀ دریا همچنین به برخی از دریاچه‌های بزرگ نیز اطلاق شده است مانند دریای خزر و دریای مرده (بحرالمیت).

در گویش فارسی دری افغانستان و تاجیکستان و دیگر نقاط آسیای‌ میانه واژه دریا به معنای رود بکار می‌رود. عمق دریاها مختلف و تغییر پذیر است و در بعضی نقاط بین 12،000 تا 15،000 متر می‌باشد.

ته دریاها مانند سطح زمین ناصاف و غیرمسطح است و در زیر آب دره‌هایی موجود است شبیه به دره‌هایی در کوه‌های بسیار مرتفع است و جزیره‌های کوچک و کم وسعت نیز قله‌های کوه‌های مرتفع زیر دریا هستند.

عنوان دریا معمولاً برای دریاچه‌های شور هم که فاقد مجرای خروجی طبیعی‌اند نیز استفاده می‌شود، مانند دریای خزر که دریاچه‌ای بزرگ است و دریاچه گالیله که یک دریاچه کوچک با آب شیرین و مجرای خروجی طبیعی است.

دریای خزر، بزرگ‌ترین دریاچه جهان و خلیج فارس و دریای عمان مهم‌ترین دریاهای ایران هستند.

ارتباط دریایی ایران با سایر کشورها از این دریاها انجام می‌گیرد. طول سواحل خلیج فارس و دریای عمان که از طریق تنگه هرمز به یکدیگر متصل می‌شوند 2530 کیلومتر است.

تعداد دریاچه‌های ایران به دلیل وضعیت خاص تکتونیک آن تقریباً زیاد است. برخی از آنها دائمی و بعضی از آنها در بیش‌تر روزهای سال خشک و بی‌آب هستند.

از دریاچه‌های مهم دائمی می‌توان به خزر، ارومیه، بختگان، جازموریان، پریشان، مهارلو، زیریوار و هامون اشاره کرد.



نوشته شده توسط :Saeed.R
جمعه 4 شهریور 1390-11:55 ق.ظ
نظرات() 

میراث ملی یا ملک شخصی

جنگل‌های شمال همواره یکی از بحث‌برانگیزین موضوعات زیست‌محیطی بوده است. تقریبا همه منتقدان منابع طبیعی معتقدند که طی چند دهه اخیر این رویشگاه‌ها به دلایل مختلف از جمله بهره‌برداری‌های بی‌رویه، تغییر کاربری، چرای دام، تجاوز و تعرض به این عرصه‌ها و نبود مدیریت کارآمد، به‌شدت تخریب شده است.

 وضعیت جنگل‌های شمال تا آن اندازه نگران‌کننده است که حتی آیت‌الله آملی لاریجانی، رئیس قوه قضاییه خردادماه امسال در همایش 100سال سازمان ثبت در ایران «با اشاره به تأکید مقام معظم رهبری بر جلوگیری از تخریب جنگل‌های کشور گفته بود: دستگاه قضایی با جدیت با زمین‌خواران و افرادی که به جنگل‌ها تعرض می‌کنند مبارزه می‌کند و خود من هم شخصا پیگیر این قضیه هستم». وی در همان همایش با اشاره به سفری که به استان مازندران داشته، تصریح کرده بود: «من از نزدیک تخریب جنگل‌ها را مشاهده کردم و دیدم که صدها هکتار چگونه یک شبه جنگل‌زدایی شده و با چند بلوک سیمانی زمین‌ها مرزبندی شده‌اند». رئیس دستگاه قضا، پیش از این گفته‌ها هم در واپسین روزهای سال 89 در شورای‌عالی اداری استان هرمزگان نسبت به تخریب جنگل‌ها هشدار داده بود. این در حالی است که طی همه سال‌های گذشته مسئولان سازمان جنگل‌ها و مراتع در واکنش به انتقاد صاحب‌نظران موضع‌گیری کرده تا آنجا که در تازه‌ترین اظهارات، اعلام کرده‌اند‌ مساحت جنگل‌های شمال افزایش یافته است.

خلیل سلیمی، یکی از فعالان محیط‌زیست، بیش از 10سال است که با حضور در رویشگاه‌های وضعیت منابع طبیعی به‌ویژه رویشگاه‌های جنگلی شمال مشغول بررسی و تفحص در این عرصه‌هاست در گفت‌وگویی که در پی می‌آید وی وضعیت رویشگاه‌های جنگلی شمال را بسیار نگران‌کننده و بحرانی وصف می‌کند. به اعتقاد سلیمی، آنچه طی سال‌های اخیر تحت‌عنوان بهره‌برداری و تحت‌پوشش قانون در جنگل‌های شمال اتفاق افتاده، در برخی نقاط، این رویشگاه‌ها به‌طور کامل نابود شده است. گروه محیط‌زیست همشهری بی‌آنکه مطالب ادعا شده از سوی این فعال محیط‌زیست را تأیید یا تکذیب کند، براین باور است که برای روشن‌شدن اذهان عمومی ضروری است هیأتی متشکل از اصحاب رسانه و شماری از صاحب‌نظران و نیز مسئولان ارشد سازمان جنگل‌ها و مراتع به مناطقی که ادعا می‌شود به‌دلیل بهره‌برداری غیراصولی تخریب شده اعزام شوند تا درصورت صحت این ادعا‌ها، سازوکاری مناسب برای جلوگیری از تخریب‌ها فراهم شود. نکته دیگر اینکه طرح این ادعاها به هیچ عنوان به معنای زیر سؤال بردن زحمات آن دسته از مدیران، کارکنان و جنگلبانان شجاع، دلسوز و خدومی نیست که همچون شهید ناصر پیروی و شهید رشید غفاری در صیانت از منابع طبیعی سینه سپر کرده و تا پای جان از این عرصه‌ها دفاع کردند. گروه محیط‌زیست همشهری و همه دوستداران طبیعت این تلاش‌ها را گرامی می‌دارند و آنان را تکریم می‌کنند.

  • شما معتقدید جنگل را در پوشش قانون تخریب می‌کنند. اگر ممکن است در این باره توضیح دهید؟

تخریب جنگل‌ها کاملا قانونی صورت گرفته و برای آن مزایایی هم تعریف کرده‌اند اما واقعیت این است که از اواخر دهه 60، جنگل‌ها، مراتع و مرداب‌ها به‌تدریج به سمت زوال و نابودی رفته‌اند. همه این اقدامات به نام اصلاح جنگل و براساس مفاد یک کتابچه انجام گرفته است. در دولت نهم و دولت فعلی هم روال تخریب ادامه یافته است؛ درواقع با شیوه‌ای ماهرانه، به تخریب و ویرانی، وجاهت قانونی داده می‌شود. نکته‌ای که وجود دارد اینکه قانون جنگل‌ها مربوط به 50 سال پیش است. در طول این 50سال، حتی قانون اساسی، تغییرات عمده‌ای را به‌خود دیده اما تغییرات جزئی قانون جنگل‌ها و مراتع به زیان آن تمام شده است.

با وجود این، متأسفانه همان قانون 50سال پیش هم اجرا نمی‌شود. در قانون مذکور به 5مرحله حفظ، احیا، اصلاح، توسعه و بهره‌برداری اشاره شده است، در حالی‌که در 20 سال گذشته از 5 مرحله یاد شده فقط موضوع بهره‌برداری، آن هم به‌صورت بسیار بی‌رحمانه، غیرفنی و غیرقانونی در دستور کار قرارداشته است.

  • منظورتان از غیرقانونی چیست؟

اقدامات غیرقانونی و غیرفنی و مغایر با منطق و عقلانیت در سراسر جنگل‌های گیلان، مازندران و گلستان علیه ‌حیات‌وحش، میراث طبیعی و درختان نادر و جنگل‌های منحصر‌به‌فرد، کماکان ادامه یافته است. منابع طبیعی خودش را محق می‌داند که جنگل را به هر شخص حقیقی و حقوقی جهت بهره‌برداری محول کند، در حالی که منابع طبیعی امین اموال و انفال است.

جنگل متعلق به نسل‌های آینده است. با توجه به خشکسالی‌ها و آتش‌سوزی‌های وسیع و عدم‌کارایی منابع طبیعی در مهار آنها، عقلانیت حکم می‌کند که لااقل دست از بهره‌برداری بی‌رویه برداریم. برخی کارکنان منابع طبیعی بعد از بازنشستگی با تشکیل تعاونی یا سهامی خاص با تکیه بر تجارب 30ساله در مناقصه‌ها برنده و وارد بهره‌برداری از جنگل می‌شوند. اگر لازم باشد فهرست اسامی نامبردگان ارائه خواهد شد؛ مثلا شرکت «ق» کار تخریب را به مرحله‌ای کشانید که منابع طبیعی ناگزیر شد آن را منحل کند اما با وجود تعطیل شدن این شرکت، هیچ مجازاتی متوجه متجاوزان به حریم انفال و جنگل نشد یا مثلا شرکت «آ» بیش از 20 سال است که در منطقه جنگلی شهرستان‌های املش و لنگرود همچنان مشغول قطع درختان است.

این شرکت هم‌اکنون در منطقه «لارنه» و «فیاب» در حوزه جغرافیای سیاسی شهرستان املش و لنگرود، مشغول بهره‌برداری است اما هیچ نشانه‌ای از «حفظ» و «احیا» و «توسعه» در فعالیت‌های شرکت مورد نظر مشاهده نمی‌شود. متأسفانه قطع درختان در قالب فعالیت‌های بهره‌برداری در نقاط مختلف جنگلی طی 20ساله گذشته همچنان ادامه یافته و به‌اصطلاح به یک سنت تبدیل شده است. شرکت بهره‌بردار و پیمانکار، جاده می‌زند تا درختان را قطع کند و درختان را قطع می‌کند تا جاده بزند. هیچ کس نمی‌داند که این فعالیت‌های مخرب منطبق با کدام منفعت نظام جمهوری اسلامی و چرا برخلاف رهنمودهای رهبر معظم انقلاب است؟ این درحالی است که منابع طبیعی تلاش می‌کند دامداران جنگل نشین و حتی اهالی «فیاب» را تحت عنوان ساماندهی دامداران از جنگل خارج کند. ایجاد نارضایتی وسیع در بین جمعیت دامدار کشور در حالی است که بهره‌برداری گسترده در «شلیشه»، «گاوکولی»، «تشتستان»، «تنگه سر»، «لوسره» یا در «لارنه»، «فیاب»، «تابستان‌نشین» یا در «گبرسنگ»، «کچا»، «شهربیجار» یا در «توتکی»، «نارنج دره»، «بالارود»، «دولاکشان» یا در «دیزکوه»، «سلان سر»، «خرارود» و جنگل «شیرقلعه» و بی‌شمار مناطق جنگلی آستارا، تالش... از 20 سال پیش تا امروز در استان گیلان در حال انجام است.

این اقدامات کاملا به زیان کشور است. در سال‌جاری شخصی به نام «ع» در جنگل‌های زیبای چابکسر درختان جنگلی‌بی‌شماری را قلع‌و‌قمع کرد. بررسی‌ها نشان می‌دهد شرکت «آ» بدون رعایت قانون جنگل‌ها و مراتع و آبخیزداری از سال1389 بار دیگر به‌مدت 10سال وارد بهره‌برداری شده است؛ آن هم بدون برگزاری مناقصه و انعقاد قرارداد منطبق با قانون جنگل‌ها. همچنین شرکتی از 30سال پیش در حال قطع درختان در «لونک» سیاهکل بوده است. برای آنکه مشخص شود تا چه اندازه جنگل‌های شمال تخریب شده کافی است حین عبور از جاده آستارا به اردبیل، رویشگاه‌های جنگلی کشور همسایه (آذربایجان) را با جنگل‌های ویران خودمان مقایسه کنیم.

در این میان، شایسته آن است که دولت از نظرات مردم جنگل‌نشین اطلاع حاصل کند. دولت باید از نظرات مردم آگاه باشد. مردم معتقدند که در این مناطق جنایت صورت گرفته نه بهره‌برداری! آن همه جرائم علیه ‌انفال و عرصه‌های طبیعی از منظر دید و مدیریت کلان کشور پنهان نگهداشته شده است؛ برای مثال، بر مسیر جاده‌ای که پیمانکار در قلب جنگل احداث می‌کند هیچ‌گونه نظارتی از سوی وزارت مسکن، راه یا نظام مهندسی اعمال نمی‌شود چون منطقه جنگلی است و حیات خلوت منابع طبیعی محسوب می‌شود. این شیوه بهره‌برداری سبب شده که در چند منطقه رانش مخربی صورت بگیرد و در نتیجه هنگام بارندگی شدید، امکان وقوع سیلاب‌های خطرناک نظیر آنچه در گلستان جاری شد در این منطقه نیز اتفاق بیفتد و موجبات ویرانی روستاهای پرجمعیت و شهرک‌های موجود در منطقه «بلوردکان» املش، شلمان و حاشیه رودخانه‌های «شلمان‌رود» و «کیارود» را فراهم آورد.

  • شما معتقدید بهره‌برداری و قطع درختان در واقع باعث بروز سیلاب‌های خطرناک در منطقه می‌شود؟

بله، چون در مناطق وسیعی زمین شیبدار کوهستان را کاملا شخم می‌زنند. جاده‌ای به طول 15کیلومتر و عرض 6متر موجب انباشته‌شدن توده‌های خاکی در حاشیه آن می‌شود و با بارندگی شدید این توده‌های خاکی با سیلاب درهم‌می‌آمیزد و با رواناب‌ها به حرکت درمی‌آید و به سیلابی مخرب تبدیل می‌شود. اما درخصوص قطع درخت، طبق بند 2 ماده 4 قانون، قطع درخت در نواحی باتلاقی حداکثر با ارتفاع 40سانتی‌متر از سطح خاک و در سایر نواحی جنگل تا ارتفاع 10سانتی‌متر از سطح خاک باید صورت بگیرد در حالی که در مناطق وسیعی حتی در شیب‌های بسیار تند درختان را از ریشه کنده‌اند؛ مثلا بهره‌برداری در یک منطقه گسترده کوهستانی و جنگلی یعنی حدفاصل سفیدرود تا پلورود، تا ارتفاعات بلند البرز مثلا تا «خصیلدشت» را که از بالاترین نقاط جنگلی است، در طول 20سال گذشته به دست پیمانکاران سپرده‌اند.

آنها بی‌شمار جاده در قلب جنگل احداث کرده‌اند تا درختان را قطع کنند اما متأسفانه در برخی از این مناطق در مسیر جاده در یک زاویه کاملا مشخص به عرض 120متر در هر دو سمت جاده، درختان را با بولدوزر و سیم بکسل کشیده و بقیه نهال‌ها و درختان را از ریشه درآورده و به کلی نابود کرده‌اند، به‌طوری که بعد از بهره‌برداری، در این اراضی هیچ نهالی فرصت رویش نداشته است. این درحالی است که به محض قطع درخت باید نهال کاشته شود، در غیراین صورت گیاه سرخس (محلی‌ها به آن کرف می‌گویند) یا بوته‌های عظیم «تمشک» روییده و مجال رشد نهال‌های جوان را از جنگل سلب می‌کنند. رشد تمشک در هر منطقه جنگلی به معنای مخروبه شدن جنگل است. در 20سال گذشته نه تنها مخروبه‌هایی که توسط دامداران ایجاد شده، درختکاری و نهالکاری نشده بلکه نقاط جدیدی که توسط پیمانکاران هم به مخروبه تبدیل شده‌اند، به همان صورت مخروبه رها شده‌اند. نکته‌ای که وجود دارد اینکه، پیمانکار با زیرکی دامدار را مقصر می‌داند و دامدار نیز پیمانکاران را علت انهدام جنگل معرفی می‌کند.

در این رقابت شدید، منافع ملی در خطر افتاده است. درحالی که بنا به نص ماده 5 قانون، سازمان جنگل‌ها ومراتع مکلف است در جنگل‌های مخروبه طی 2سال درختکاری کند. با وجود این قانون، در طول 20سال گذشته در بخش وسیعی از نقاط تخریب شده حتی یک نهال هم غرس نشده است. در برخی مناطق، تعداد بی‌شماری درختان پوسیده به‌چشم می‌خورد که از سوی پیمانکار رها شده و توسط مردم محلی به‌صورت هیزم استفاده می‌شود؛ به عبارت دیگر پیمانکار درختان تنومند را قطع کرده اما به‌علت نبود تجهیزات، درختان قطع شده به قعر دره سقوط کرده و در آنجا روی هم انباشته شده‌اند. همچنین مقادیر قابل‌توجهی از الوارهای شرکت «ن» به‌علت بحران مدیریت در محل دپو کاملا پوسیده و از حیز انتفاع ساقط شده اند.

  • براین اساس شما معتقدید حتی حین بهره‌برداری هم ضوابط و معیارهای فنی رعایت نمی‌شود؟

در قانون تصریح شده «درصورتی می‌توان از جنگل بهره‌برداری کرد که برای آن طرح جنگل‌داری تهیه و به تصویب سازمان رسیده باشد..». و «صاحبان جنگل که نتوانند مقررات فوق را به واسطه نداشتن وسایل فنی انجام دهند می‌توانند بهره‌برداری از جنگل را به اشخاص حقیقی یا حقوقی که حائز شرایط فنی و مالی مورد تصدیق سازمان جنگل‌ها باشد واگذار کنند...».. طبق تبصره یک ماده 9 قانون، در پروانه قطع، خصوصیات و مشخصات درختان مورد نظر برای قطع ذکر می‌شود و چنانچه به جای آنها درختان دیگری قطع شود، قطع درخت بدون پروانه تلقی می‌شود. این درحالی است که در طول 20‌سال بهره‌برداری، درختان فراوانی بدون مجوز قطع شده‌اند زیرا بهره‌برداران تجهیزات و ماشین‌آلات سنگین لازم را در اختیار ندارند و در نتیجه با قطع یک درخت تنومند و سقوط آن‌روی ده‌ها درخت و نهال در سایه، خسارات هنگفتی به جنگل وارد می‌کنند. پیمانکار عمدا با چنین شیوه‌ای، سود سرشاری از محل فروش هیزم ذغالی کسب می‌کند.

  • با توجه به بررسی‌هایی که انجام داده‌اید بهره‌برداران چه درختانی را قطع و از جنگل خارج می‌کنند؟

در قانون آمده است به‌منظور اصلاح جنگل، باید درختان کهنسال، فرسوده، سرشکسته یا خمیده قطع و از جنگل خارج شوند تا نهال‌های در سایه امکان رشدو‌نمو داشته باشند اما برخلاف نص قانون، بهره‌برداران طی 20 سال گذشته فقط درختانی را قطع کرده‌اند که بیشترین حجم چوب مرغوب را داشته‌اند. وقتی از عوامل پیمانکار پرسیدم چرا آن درخت فرسوده را باقی گذاشته و این درخت جوان را قطع می‌کنید؟ پاسخ داد: «باید هزینه‌های شرکت جبران شود» بنده حاضرم مقامات دلسوز کشور و نمایندگان رسانه‌های عمومی را به مناطقی ببرم که طی 20سال گذشته مورد بهره‌برداری قرارگرفته اما هرگز مورد بازدید کارشناسان منابع طبیعی قرار نگرفته است.

مشکل دیگر تأسیس کارخانه‌هایی در مناطق جنگلی است. نمونه آن کارخانه‌ای است که در منطقه سیاهکل به سمت دیلمان، بالاتر از لونک و «چشماسر» احداث شده است. وقتی دستگاه‌های نظارتی قادر نیستند بر کارخانه‌های موجود در حاشیه شهرها نظارت کنند مشخص است که در کارخانه‌ای که درون جنگل احداث شده چه اتفاقی می‌افتد.

  • مواردی که شما با این صراحت اعلام می‌کنید نیاز به مستندات دارد. نمی‌توان به این سادگی همه چیز را زیر سؤال برد؟

اینجانب جرائم متعددی را که علیه منافع ملی و انفال و عرصه‌های طبیعی کشور صورت پذیرفته است به‌صورت عکس، فیلم و گزارش مستند به مقامات ذی‌ربط ارائه داده‌ام. اگر صداوسیما موافق باشد، می‌تواند یکی از این فیلم‌ها را در یکی از شبکه‌های پربیننده پخش کند. برای نمونه در بخش نظارت، هر سال دولت هزینه گزافی را برای کاشت نهال در مناطقی که درخت قطع شده، اختصاص می‌دهد و براساس آن، تعداد قابل توجهی نهال برای کاشت درجنگل‌های مخروبه تهیه و در اختیار پیمانکاران قرارمی‌گیرد.

به‌طور مشخص در حوزه املش و لنگرود طی چند سال گذاشته نهال‌ها را به جای کاشتن در یک‌جا دفن کرده‌اند تا از شر هزینه کاشت آن رها شوند. در یک بازدید گروهی در معیت مقامات ذی‌ربط قضایی و اداری منطقه، شاهد اقدامات مجرمانه‌ای بودیم که هرگز مورد رسیدگی قرار نمی‌گیرد. همچنین اضافه کنم که در طرح واگذاری جنگل به بهره‌بردار، پیمانکاران موظف شده‌اند نیاز جنگل‌نشینان را از نظر الوار به قیمت تمام شده، تأمین کنند؛ مثلا اگر جنگل‌نشینی چوب تقاضا کند پیمانکار حاضر در منطقه باید چوب مورد نیاز را به قیمت تمام شده در اختیار جنگل‌نشین بگذارد اما چون عملا این کار انجام نمی‌شود جنگل نشین ناگزیر درخت قطع می‌کند.

در یک مورد یکی از جنگل‌نشینان به خاطر قطع درخت برای تأمین تعدادی تیر سقفی منزلش، به‌مدت چند شبانه‌روز بازداشت شد اما مشکل به اینجا ختم نمی‌شود؛ سازمان جنگل‌ها معتقد است دامدار برای تعلیف دام، جنگل را «سرچر» می‌کند در حالی که در طول هزاران سال، جنگل محل زندگی دامداران بوده و هنوز هم هست. دامدار جنگل را حریم زندگی خود می‌داند به همین دلیل از آن دفاع می‌کند و باز به همین دلیل است که تا‌کنون دیده نشده دامدار درختی را قطع کرده باشد که چوب آن 10 متر مکعب باشد تا آن را بفروشد. بنابراین، همه جمعیت دامدار یک شهرستان حتی به اندازه یک نفر پیمانکار به جنگل آسیب نمی‌رساند؛ زیرا بهره‌برداری جنگل را «زیرچر» می‌کند یعنی بزرگ‌ترین درختان را قطع می‌کند اما دامدار فقط آن را سرچر می‌کند. علاوه براین، بهره‌برداران، حیات‌وحش را به‌شدت تهدید می‌کنند. وجود اره‌موتوری‌ها، کامیون‌ها، بلدوزر‌ها و قاطر‌چی‌ها و کارگران، هیچ نقطه امنی از جنگل‌های هیرکانی را برای تجدید حیات‌وحش باقی نگذاشته است، به‌طوری که حتی در عمق جنگل هم بر فراز درختان، آشیانه یک جفت کرکس، عقاب، شاهین و دیگر پرندگان پهن پیکر مشاهده نمی‌شود. خرس و پلنگ هم محلی برای زاد و ولد ندارند.

  • شما گفتید شرکت‌های بهره‌برداری در بهره‌برداری از جنگل به شیوه‌ای عمل می‌کنند که مردم برخی مناطق عملکرد آنها را جنایت توصیف می‌کنند. اصولا بین این شرکت‌ها و جنگل‌نشینان تعاملی وجود دارد؟

اجازه بدهید از زاویه دیگری عملکرد شرکت‌های بهره‌برداری را ارزیابی کنیم؛ برای نمونه از شرکت «ن» که به‌صورت تعاونی از جنگل بهره‌برداری می‌کند و جمعیت 100 خانواری یکی از روستاها را به شکل صوری به عضویت خود درآورده است، بپرسید در طول 15سال گذشته از محل قطع درختان جنگلی در قطعه 113 و... و فروش آن، چه مبلغی به‌عنوان سود ویژه سالانه به سهامداران خود یعنی 100خانوار روستایی عضو تقدیم کرده است؟ در عوض چه تعداد از دامداران همین منطقه را سازمان جنگل‌ها به بهانه حضور همین شرکت از جنگل خارج کرده است؟ پرسشی که مطرح است اینکه تعاونی‌هایی از این دست با کدام یک از مواد اساسنامه و قانون تعاونی اداره شده‌اند؟ چرا مسئولان ذی‌ربط به تبصره ذیل ماده 128 قانون تعاونی مصوب 1350 عمل نکرده‌اند؟ مردم جنگل‌نشین چه بهره‌ای از حضور این شرکت‌ها در حوزه زندگی خود برده‌اند؟ دامدارانی که با نام «طرح ساماندهی» از جنگل خارج شده‌اند به چه شیوه‌ای زندگی و امرار معاش می‌کنند؟ فرزندان تولیدکننده جمعیت دامدار کشور درون شهرها چگونه روزگار می‌گذرانند؟ طرح ساماندهی، جوان دامدار را از «مالگه» به «کافی شاپ» سوق داده است.

  • شما می‌گویید بهره‌بردار درختان تنومند را قطع می‌کند در حالی که باید تمام درختانی که می‌خواهند قطع شوند با چکش و توسط کارشناس منابع طبیعی نشانه‌گذاری شوند. آیا این موارد رعایت نمی‌شود؟

دقیقا همین‌طور است. برای نمونه در منطقه «تشتستان» و «گاوکولی» حوزه فعالیت شرکت «ن» که در سال 88 مورد بازدید مسئولان ذی‌ربط اداری و قضایی منطقه قرارگرفت، تعداد زیادی از درختان قطع شده فاقد نشانه چکش بودند. کارگری که درختان را قطع می‌کرد می‌گفت علاوه بر درختان قطع شده درختان زیادی در نوبت قطع هستند بی‌آنکه نشانه‌گذاری شده باشند. بیش از 400 درخت فقط در همین منطقه قطع شده بود بی‌آنکه منطقه مورد بازدید کارشناسان قرار گرفته باشد! (فیلم مربوط به گفته‌های این فرد موجود است). در زمان مسئولیت دکتر شریفی- یکی از روسای پیشین سازمان جنگل‌ها- از ادامه کار این شرکت جلوگیری شد اما در یکی دو سال اخیر و در دوره مسئولیت دکتر سلاجقه (وی اخیرا برکنار شد) این شرکت، دوباره فعالیت خود را در منطقه گاوکولی از سر گرفته است. گاوکولی آخر دنیاست. البته من شکایتی در این زمینه تنظیم و به دفتر مقام معظم رهبری، دادستانی کل و روسای سه‌قوه و کمیسیون اصل 90 ارسال کردم اما تاکنون هیچ نتیجه‌ای نگرفته‌ام.

  • به‌نظر شما در نخستین گام برای مقابله با وضعیت موجود چه می‌توان کرد؟

یکی از مؤثرترین اقدامات می‌تواند تقویت بیش از پیش گارد حفاظت از جنگل باشد که در دوره مدیریت جدید، حوزه فعالیت آن محدودتر شده است. در حال حاضر، گارد حفاظت مؤثرترین دایره‌ای است که در جلوگیری از ویرانی جنگل‌ها تلاش می‌کند اما مشکل اینجاست که بدون اطلاع گارد حفاظت، مناطق وسیعی را به شرکت «آ» واگذار کرده‌اند. معاونت بهره‌برداری درست ضلع مقابل گارد حفاظت عمل می‌کند. ولی با وجود شکایت دامداران، جنگل‌نشینان و اعتراض جدی آنها به عملکرد دولت طی 20 سال گذشته، تخریب جنگل‌ها بدون هیچ‌گونه دلیل منطقی ادامه یافته و تنها منافع نامشروع عده‌ای خاص را تأمین کرده است؛ عده‌ای که بازار غیررسمی تجارت چوب جنگلی را (با وجود واردات چوب خارجی) تقویت و پررونق کرده‌اند. به همین دلیل انتظار آن است که دولت محترم دست‌کم با تعطیل کردن فعالیت‌های بهره‌برداری به‌مدت 20سال، زمینه بازپروری جنگل‌های هیرکانی و حیات‌وحش در حال انقراض آن را فراهم آورد.



نوشته شده توسط :Saeed.R
سه شنبه 1 شهریور 1390-08:35 ق.ظ
نظرات() 

آخ جون یه گله ماهی!

این عکس دیدنی که یک ماهی غول‌آسای گونه «تارپون» را در میان گله ماهیان کوچک «سیلورساید» نشان می‌دهد در Eden Rock جزیره گراند کایمن گرفته شده است.

silversides1


هر سال در مدت زمان کوتاهی این گله ماهی‌های سیلورساید در این قسمت از گراند کایمن شنا می‌کنند. این عکس در اواخر بعدازظهر و نزدیک غروب خورشید گرفته شده است. عکاس پشت یک تخته سنگ مخفی شده است. اما درست لحظه‌ای که تارپون به میان ماهی‌های سیلورساید می‌آید، گله‌ماهی‌ها متوجه عکاس هم می‌شوند و همانگونه که می‌بینید پراکنده می‌شوند.



نوشته شده توسط :Saeed.R
سه شنبه 1 شهریور 1390-08:32 ق.ظ
نظرات() 

مهاجرت هزاران فلامینگو به تالاب‌های نقده

بیش از 6 هزار قطعه فلامینگو به تالاب‌های نقده مهاجرت کردند

به گزارش واحد مرکزی خبر، رئیس اداره حفاظت از محیط زیست این شهرستان گفت:

با احیای تالاب‌های بین‌المللی حسنلو، درگه سنگی و یادگارلو شاهد حضور چشم گیر پرندگان آبزی و کنار آبزی در این تالاب‌ها هستیم.

سفری با اشاره به تخم گذاری هزاران قطعه از انواع پرندگان آبزی در تالاب‌های فصلی و دائمی شهرستان نقده افزود وجود هزاران قطعه از انواع پرندگان و 6 هزار قطعه فلامینگو در سال جاری شکوه خاصی به این تالاب‌ها بخشیده است.

وی ضمن قدردانی از روستائیان حاشیه‌های تالاب‌های بین‌المللی یادگارلو، حسنلو، درگه سنگی، طالقان و گل در احیای این تالاب‌ها از آنها و طرفداران محیط زیست خواست که برای حفاظت از محیط زیست زیبای منطقه همچنان مسئولان را یاری دهند.



نوشته شده توسط :Saeed.R
شنبه 29 مرداد 1390-05:51 ب.ظ
نظرات() 

فیل کوچولوی ترسان

گول هیکل بزرگش را نخورید. این تنها یک بچه فیل یتیم ترسیده است. و او به چه چیزی بیشتر از دیگر فیل‌ها نیاز دارد؟

فیل 2

بودن در اجتماعی از هم‌نوعان می‌تواند هر جراحتی را التیام بخشد. دست‌کم در مورد فیل‌ها که این طور است و برای همین این مرد کنیایی نهایت تلاش را به کار می‌برد تا این فیل کوچک زودتر به اجتماع بپیوندد.

برای دیدن عکس بزرگتر اینجا کلیلک کنید.



نوشته شده توسط :Saeed.R
شنبه 29 مرداد 1390-05:49 ب.ظ
نظرات() 

حشره‌ای با دم فنری

Collembolla یا springtail نام این حشره است. این حشره ابتدایی که طولی معادل 1 تا 2 میلی‌متر دارد در لایه‌های مختلف خاک زندگی می‌کند و از باکتری‌ها و گیاهان تغذیه می‌کند.

این حشرات می‌توانند با کمک دمشان تا چند اینچ بالا بپرند.

springtail2

برای دیدن عکس بزرگتر، اینجا کلیک کنید.



نوشته شده توسط :Saeed.R
شنبه 29 مرداد 1390-05:45 ب.ظ
نظرات() 

کوه‌ دنا

دنا بلندترین قله رشته‌کوه‌های زاگرس در باختر ایران و در باختر مرکز فلات ایران است

ارتفاع این قله ۴۴۴۸ متر است و در ۳۵ کیلومتری شمال غربی شهر یاسوج در شهر سیسخت جای گرفته‌است.

شهرستانی که این قله در آن قرار دارد نیز شهرستان دنا نام دارد .بارش سالانه در این قله از ۶۰۰ تا ۱۲۰۰ میلی‌متر است و رودهای چندی نیز از آن سرچشمه می‌گیرند.

رشته کوه دنا که در شهرستان دنا است، با ارتفاع چهارهزار و 448 متر، 28 قله‌ شناسایی‌شده با ارتفاع بالای چهارهزار متر دارد که از جمله‌ آن‌ها به «فاش مستان» یا «بیژن سه» با ارتفاع چهارهزار و 435 متر، «مورگل» با ارتفاع چهارهزار و 425 متر، «قزل قله» با چهارهزار و 378 متر و «برج آسمانی» یا «بیژن دو» با ارتفاع چهارهزار و 350 متر می‌توان اشاره کرد که به ترتیب بلندترین قله‌های این رشته کوه به‌شمار می‌آیند.

به‌عنوان کم‌ارتفاع‌ترین قله این کوه از "گل فرهاد" با ارتفاع چهارهزار و 40 متر می‌توان نام برد.

کوه دنا سه غار دنگزلو، نول، غار یخ و چشمه‌های زیادی دارد که از جمله‌ آن‌ها به چشمه‌ میشی، شرنیک و اسپید به‌عنوان مهم‌ترین چشمه‌های آن می‌توان اشاره کرد.



نوشته شده توسط :Saeed.R
سه شنبه 25 مرداد 1390-04:52 ب.ظ
نظرات() 

کوه‌های ایران

کوه‌های ایران در چهار رشته اصلی 54 درصد از مساحت کشور را پوشانده‌اند

این کوه‌ها، ایران را به سرزمینی کوهستانی با میانگین ارتفاعی 1200متر از سطح دریا تبدیل کرده‌اند.

چهار رشته اصلی کوه‌های ایران عبارتند از: کوه‌های شمالی، کوه‌های زاگرس، کوه‌های مرکزی و کوه‌های شرقی.

کوه‌های ایران نتیجه حرکت‌های کوه‌زایی پایانی دوره ترشیاری است و تشکیل آن به دو دلیل بوده است: فشار صفحه جنوب شرقی و آتشفشان.

فعالیت‌های کوه‌زایی در پایان دوره‌ ترشیاری شکل نهایی کوه‌های شمالی و زاگرس را به وجود آورده است. هم زمان با ارتفاع گرفتن کوه‌ها، دشت‌ها و چاله‌های بزرگ و کوچک نیز شکل گرفتند.

در آغاز دوره‌ کوارترنر، فعالیت آتشفشانی بیشتر شد و کوه‌های آتشفشانی ایران شکل  گرفتند.

فرسایش به وسیله آب‌های روان مهم‌ترین عامل خارجی تغییر شکل ناهمواری‌ها بوده است.

حدود 90 در صد خاک ایران در محدوده فلات ایران واقع شده و کشوری کوهستانی محسوب می‌شود. بیش از نیمی از مساحت کشور را کوه‌ها و ارتفاعات، یک چهارم را صحرا و کمتر از یک چهارم نیز اراضی قابل کشت تشکیل داده است.

کوهای شمالی از کوه‌های آرارات در شروع شده، به ترتیب با کوه‌های علمدار، سهند، سبلان، کوه‌های طالش، کوه‌های قافلانکوه ، رشته کوه‌های البرز در شمال استان تهران و قسمت جنوبی استان‌های گیلان و مازندران، کوه‌های آلاداغ، بینالود، هزار مسجد و قره داغ در خراسان ادامه یافته، v به کوه‌های هند و کش می‌پیوندد.

بلندترین نقطه این کوه‌ها قله دماوند با 5671 متر ارتفاع است که بلندترین نقطه ایران نیز محسوب می‌شود.

رشته کوه‌های غربی نیز از آرارات شروع شده و از شمال غربی به سوی جنوب شرقی امتداد داشته و کوه‌های ساری داش، چهل چشمه، پنجه علی، پرو، الوند، کوه‌های بختیاری، پیشکوه و پشتکوه، اشتران کوه و زرد کوه را در بر می‌گیرد که تقریبا تمام این سلسله کوه‌ها را در مجموع رشته کوه زاگرس می‌نامند. بلندترین نقطه این رشته، قله دینار (دنا) است که 4409 متر ارتفاع دارد.

رشته کوه‌های جنوبی از خوزستان تا سیستان و بلوچستان امتداد یافته و به کوه‌های سیلمان در پاکستان می‌پیوندد و شامل کوه‌های سپیدار، میمند، کوه‌های بشاگرد و کوه بم پشت می‌باشد.

کوه‌های مرکزی و شرقی عمدتا شامل کوه‌های کرکس، شیرکوه، کوه‌بنان، جبال بارز، هزار، بزمان و تفتان بوده و بلندترین نقطه این کوه‌ها، کوه هزار با 4465 متر ارتفاع می‌باشد.



نوشته شده توسط :Saeed.R
سه شنبه 25 مرداد 1390-04:49 ب.ظ
نظرات() 







  • تعداد صفحات :23
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...