تبلیغات
ایران جهانی در یک مرز
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

آشنایی با سفیدرود - گیلان

سفیدرود دومین رود بلند ایران است. سفیدرود را در باستان رود آمارد می‌نامیدند.

این رود از ترکیب 2 رود شاهرود و قزل اوزن در شهر منجیل شکل می‌گیرد و تا ورود به دریای خزر عرض استان گیلان را می‌پیماید.

سرچشمه سفیدرود در کوه چهل چشمه کردستان است و به‌ طرف مشرق رفته داخل ناحیه گروس می‌شود و در این محل شعبه دیگری به همین اسم که از کوه‌های پنجه‌علی در شمال‌غربی همدان جاری است، ضمیمه آن می‌شود.

در کتب قدیم سپید رود را با نام های گوناگون از جمله: سپیدرود، اسفیدرود، اسبیذروذ، سپیذروذ و سفیدرود خوانده‌اند.

بخشی از سپیدرود را که از آذربایجان می‌گذرد به ترکی قزل‌ایرماق به معنای رود سرخ می‌خوانند.

نام این رود در روزگار هخامنشیان و سلوکیان و اشکانیان و ساسانیان به نام قوم ایرانی که در کنارش می‌زیستند و آمارد خوانده می‌شده‌است.

سد سفیدرود، یا سد منجیل در محل پیوستن دو رود قزل‌اوزن و شاهرود و در نزدیکی شهر منجیل ساخته شده و برای تنظیم آب این دو رود برای کشاورزی در دشت گیلان و نیز تولید برق به کار می‌رود.

این سد در هنگام ساخت و اوایل دوره بهره‌برداری به سد سفیدرود معروف بود و از سال ۱۳۵۷ تاکنون به سد منجیل معروف است.



نوشته شده توسط :Saeed.R
دوشنبه 6 آذر 1391-01:13 ب.ظ
نظرات() 

تلاش برای یافتن یوزپلنگ در جنوب شرق ایران

محیط زیست > حیوانات- مدیرعامل انجمن یوزپلنگ ایرانی گفت: همزمان با پایان فاز دوم برآورد جمعیت یوزپلنگ در ایران، سومین و آخرین محدوده ایران، میزبان برنامه پایش ملی یوزپلنگ در ایران شد.

مرتضی اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر افزود: پناهگاه حیات‌وحش دربند راور که اخیرا به شبکه مناطق تحت حفاظت کشور پیوسته، در حوزه شهرستان راور در استان کرمان واقع شده و جنوب شرقی‌ترین منطقه شناخته شده برای حضور یوزپلنگ در کشور محسوب می‌شود. به گفته وی، در این راستا، ابتدا هشت نقطه در بخش‌های مختلف منطقه توسط دوربین‌های تله‌ای به‌صورت آزمایشی مورد بررسی قرار گرفته که تا پایان زمستان، تعداد این نقاط به 30 خواهد رسید.

اسلامی گفت: پناهگاه حیات‌وحش دربند راور با وسعت نزدیک به 1/5 هکتار، یکی از سه منطقه تحت حفاظت بزرگ ایران است که درحال حاضر توسط اداره کل حفاظت محیط‌زیست کرمان تحت حفاظت است. مدیر عامل انجمن یوزپلنگ ایرانی افزود: در این منطقه در سال1387، یک یوزپلنگ به‌دلیل تصادف با خودروهای عبوری از بین رفت و دو یوز دیگر نیز به‌دلیل مسمومیت کشته شدند.

در همین زمینه:


نوشته شده توسط :Saeed.R
دوشنبه 6 آذر 1391-01:09 ب.ظ
نظرات() 

ببرهای ناخواسته

محیط زیست > حیوانات- گروه محیط‌زیست:
اصرار مسئولان سازمان محیط‌زیست بر احیای ببر مازندران با ببرهای وارداتی سیبریایی و در پی آن، اعلام خبر ورود شیر ایرانی از هندوستان تا پایان سال جاری، با انتقاد کارشناسان و صاحب‌نظران محیط‌زیست مواجه شده است.

منتقدان می‌گویند که آیا بهتر نیست سازمان محیط‌زیست به جای پرداختن به پروژ‌ه‌هایی این‌چنینی که شکست آنها از قبل مشخص است به حفاظت از گونه‌های موجود حیات‌وحش کشور بپردازد؟ آنچه در پی می‌آید نقدی در همین زمینه به قلم دکتر اسماعیل کهرم استاد برجسته محیط زیست و حیات‌وحش است. وی معتقد است که مسئولان محیط‌زیست با درنظر گرفتن اظهارات کارشناسان دلسوز، از دنبال‌کردن پروژه احیای ببر میانکاله صرف‌نظر کنند.

ابتدای سخن

«هرکه نامُخت از گذشت روزگار/ هیچ ناموزد
ز هیچ آموزگار»
روی سخن بنده با سازمان محترم حفاظت محیط‌زیست است که قول می‌دهم از هر صدنفر، هر جای ایران، 20نفر نام این سازمان را صحیح بازگو نکنند. سازمان حفظ محیط‌زیست و سازمان محیط‌زیست، سازمان حفاظت از محیط‌زیست، تنها برخی از اسامی اشتباه متداول است.

به نظر شما چرا نباید مردم بعد از گذشت بیش از چهار دهه که از تاسیس این سازمان می‌گذرد، لااقل نام این سازمان بسیار مهم را به درستی بدانند؟

رسانه‌ها را ورق بزنیم، ببینیم و بشنویم؛ جای روابط عمومی سازمان به راستی خالی است. اگر صحبتی از «محیط‌زیست» در رسانه به میان می‌آید، توسط علاقه‌مندان به محیط‌زیست عنوان می‌‌شود و نه توسط عوامل محیط‌زیست! و این در حالی است که برنامه‌های مربوط به محیط‌زیست (به خصوص محیط‌زیست طبیعی مانند مسائل مربوط به جنگل، مرتع و حیات‌وحش) از پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیون‌های جهان است و در ایران عزیز خودمان نیز اگر روابط عمومی‌های سازمان حفاظت‌ محیط‌زیست کمی علاقه، احساس مسئولیت و حرکت از خود بروز دهند به طور قطع می‌توانند حس کنجکاوی میلیون‌ها ایرانی را اقناع کنند. اکنون فیلم‌هایی که در جهان به نام «راز بقا» معرفی می‌شوند، همه جا جزو پربیننده‌ترین برنامه‌های عالم هستند. با کمی ابتکار و پشتکار، ما هم می‌توانیم میلیون‌ها ایرانی را جذب کنیم و دانش آنان را نسبت به مسائل زیست‌محیطی، ارتقا دهیم؛ به همین آسانی؛ سهل و کمی ممتنع!

پافشاری بر طرح از پیش شکست خورده

در سال‌های اخیر شاهد آن بوده‌ایم که روابط عمومی(که من تصور می‌کنم مهم‌ترین و حیاتی‌ترین سیستم در داخل سازمان است)، اهم وقت و انرژی خود را صرف توجیه اقداماتی می‌کند که اشتباها از طرف مقامات سرزده است. در زمان ریاست خانم جوادی، به خاطر دارم که روابط عمومی سازمان، آنچه در چنته داشت هزینه کرد تا اثبات کند که «شادکردن مردم» بخشی از وظایف سازمان متبوع وی است! ایشان می‌خواستند دعوت از سیرک ایتالیایی را به هر نحو که شده موجه نشان دهند؛ الحق والانصاف توجیه عملیات سرگرمی به عنوان وظیفه سازمان حفاظت محیط‌زیست فراتر از شق‌القمر است. جای دیگر همین روابط عمومی می‌باید فنس‌کشی(دقت فرمایید Fence است؛ یعنی فِنس یا حصار و نرده!) در پارک ملی خارتوران رابرای محصورکردن گورخر توجیه کند! آن هم با تعویض رئیس سازمان و به‌خصوص همسر ایشان، به کل منتفی شد و آن همه هزینه برای هیچ!

هم‌اکنون مشغله روابط عمومی محیط‌زیست کدام است که اجازه کار اصلی را به او نمی‌دهد؟ قبل از آنکه به این پرسش اصولی پاسخ دهم بیاییم وظایف روابط عمومی را بررسی کنیم و آن وقت ببینیم آیا ما وظایف خود را به‌خوبی انجام داده‌ایم؟ در طول این سال‌ها، فقط یک‌بار گردهمایی بین روابط عمومی و رسانه‌ها برقرار شد که بسیار مؤثر بود؛ والسلام؛ نه خبری، نه اثری و نه سخنگویی. وقتی سؤال می‌کنیم که چرا سخنگو ندارید؟ پاسخ جالب است؛ «خیلی از تشکیلات سخنگو ندارند!» روابط عمومی‌ها در هر دستگاهی از تخصصی‌ترین عوامل زیرمجموعه هستند؛ به‌خصوص در تشکیلات زیست‌محیطی. عوامل فعال در روابط عمومی‌ها زمانی می‌توانند مؤثر باشند که قلبا به آنچه انجام می‌دهند اعتقاد داشته باشند! حدود سه سال می‌شود که تمام نیروی متخصصان سازمان معطوف به معرفی ببرهای سیبری(به نام ببرمازندران) شده است.

ببر سیبری، ببر مازندران نیست

به‌‌رغم تمام مباحث علمی و نظریات کارشناسانه صاحب‌نظران عرصه حیات‌وحش، همچنان رئیس سازمان بر اجرای این طرح پای می‌فشارد. دو قلاده پلنگ نیز در این دادوستد هم‌اکنون در باغ‌وحش‌های تهران و شیراز نگهداری می‌شوند که به‌موقع در روسیه کار تبادل آنها به انجام خواهد رسید. در مورد تفاوت ببرهای سیبری و مازندران سخن بسیار‌رفته و 60کیلوگرم اختلاف وزن، ضخامت کت، سر بزرگ، و... همه مؤید آن است که این دو زیرگونه متفاوتند. جناب آقای محمدی‌زاده، در نیت خیر سازمان در زمینه معرفی این ببر به مازندران و گلستان شکی نیست ولی باز هم ما طعم تلخ شکست را خواهیم چشید. شما می‌دانید که ببر نر جوان را مشمشه نکشت. به احترام محیط‌زیست مملکتم علت اصلی را من هم افشا نمی‌کنم. پس از گذشتن دوره خدمت شما در سازمان، آنچه از شما خواهد ماند یک منطقه محصور خواهد بود با چند قلاده ببر در آن و لاشه‌های الاغ که بوی عفونت آن میانکاله زیبا را برداشته است. هنوز دیر نیست. حیف است که نام شما، معاون شما و کارشناسان برجسته سازمان حفاظت محیط‌زیست تحت‌الشعاع یک پروژه شکست‌خورده قرار بگیرد، پذیرفتن شکست شهامت می‌خواهد.

من با بچه‌های میانکاله صحبت کرده‌ام. همگی از من خواسته‌اند که از شما بخواهم این طرح را متوقف کنید. «من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم/ تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال»



نوشته شده توسط :Saeed.R
دوشنبه 15 آبان 1391-12:57 ب.ظ
نظرات() 

تکذیب تبادل یوزپلنگ آسیایی با شیرایرانی


منتقدان محیط‌زیست این پروژه را همچون پروژه احیای ببر مازندران مغایر با مصالح محیط‌زیست عنوان می‌کنند و درعین حال، مسئولان محیط‌زیست همچنان بر اجرای این پروژه و پروژه احیای ببر مازندران تأکید می‌کنند. رئیس سازمان محیط‌زیست درتازه‌ترین اظهارات خود درباره پروژه احیای شیر ایرانی، هرگونه توافق برای اهدای یوزپلنگ به هندوستان در ازای ورود شیر ایرانی را تکذیب کرد. محمدجواد محمدی‌زاده در گفت‌وگو با مهر با اشاره به اینکه اخیرا سفری به هندوستان انجام داده و مذاکراتی با وزیر محیط‌زیست این کشور داشته است، اظهار کرد: با انتقال شیرهای ایرانی به زیستگاه اصلی خود به‌صورت قطعی توافق شد.

به گفته وی، زمانی این انتظار وجود داشت که شیر ایرانی را با یوزپلنگ ایرانی تبادل کنیم اما به این دلیل که یوزپلنگ ایرانی منقرض شده بود و مجددا احیا شده اما هنوز از خطر انقراض خارج نشده و به تعداد انبوهی نرسیده اساسا آمادگی این تبادل را نداریم و جواب قطعی منفی دادیم. محمدی‌زاده اظهار داشت: البته ابراز آمادگی کرده‌ایم تا بخشی از گونه‌های حیوانی در ایران که به شکل انبوه وجود دارند را بتوانیم مبادله کنیم. از جمله این‌گونه‌ها می‌توان به آهوی ایرانی اشاره کرد که حداقل 25هزار رأس از آن در کشور وجود دارد. رئیس سازمان محیط‌زیست با بیان اینکه یک طرح دیگر از سوی هندوستان مبنی بر انتقال یوزپلنگ ایرانی به یک مکان در خود ایران مطرح شد به‌گونه‌ای که پرورش آن به‌عهده آنها باشد گفت: برای این طرح نیز هنوز اعلام آمادگی نکرده‌ایم. وی افزود: در هر صورت بناشده است که کارشناسان هر دوطرف درباره چارچوب این توافق و عملیاتی کردن آن به مذاکره بپردازند.



نوشته شده توسط :Saeed.R
دوشنبه 15 آبان 1391-12:56 ب.ظ
نظرات() 

گونه‌ در خطر انقراض جهانی بر روی سیم‌های برق گیلان

سبزقبا پرنده‌ای در خطر انقراض جهانی برروی سیم‌های برق و تلفن گیلان می‌نشیند.

به گزارش ایسنا، عباس عاشوری با بیان این مطلب تصریح کرد: سبزقبا از تیره سبزقبایان با نام محلی کوکلاچ از پرندگان در معرض خطر جهانی است و در طبقه تهدید قرار دارد که اغلب برروی سیم‌های برق و تلفن و کمتر روی شاخه درختان می‌نشیند، این پرنده تقریبا 32 سانتی‌متر طول دارد و بهار، تابستان و اوایل پاییز در گیلان دیده می‌شود.

وی افزود: این پرنده پروازی آرام، سنگین و نزدیک به سطح زمین دارد و گاهی در پرواز حرکات نمایشی انجام می‌دهد.

سبز قبا

عاشوری با اشاره به اینکه سبزقبا در فضای باز با درختان پراکنده، کنار جاده‌ها و کشتزارها به سر برده و در شکاف تنه درختان قدیمی، سوراخ دیواره‌های ساحلی رودخانه‌ها و خرابه‌ها تولید مثل می‌کند، تصریح کرد: سبزقبا در گیلان در سوراخ دیوارهای گلی و بلند کنار رودخانه سفیدرود و جاده آسفالته در محدوده بخش رستم‌آباد تا امامزاده هاشم و زیستگاه‌های مشابه در سایر نقاط استان به ویژه غرب گیلان جوجه‌آوری می‌کند.

وی گفت: این پرنده قبل از شروع مهاجرت از استان، برروی سیم‌های برق و تیرک‌های چوبی در شالیزارها، سواحل و نزدیک تالاب‌ها تنها دیده می‌شود.



نوشته شده توسط :Saeed.R
یکشنبه 16 مهر 1391-12:46 ب.ظ
نظرات() 

آشنایی با رود تجن - مازندران

رودخانه تجن، رودی است که در شرق شهرستان سرخس جاری است. این رود از تلاقی دو رود کشف رود و هریرود بوجود آمده است.

رود تجن

این رودخانه مانند دیگر رودهای منطقه دائمی نیستند و در فصول سال با تغییرات میزان ریزش باران، دارای نوسانات زیادی می‌باشد. رودخانه تجن بزرگ‌ترین منبع آب سطحی دشت سرخس می‌باشد.

رود تجن به طول حدود 140 کیلومتر از کوه‌های علی خانی، داراب کوه و سرکوه از ناحیه کوهستانی هزار جریب در دامنه‌های شمالی رشته کوه البرز سرچشمه می‌گیرد و با گذشتن از شرق شهر ساری، نزدیک آبادی خزرآباد، در 25 متری پایین‌تر از سطح آب‌های آزاد به دریای خزر می‌ریزد.

قسمت علیای تجن در بخش هزار جریب در شهرستان نکا و بخش چهاردانگه و دودانگه در شهرستان ساری، جهت عمومی جنوب شرقی ـ شمال غربی و بستری سنگلاخی دارد و ریزابه‌های ببرچشمه و آبتیرچای از ساحل راست و شیرین رود و سفیدرود و لاجیم از ساحل چپ به آن می‌پیوندند.

همچنین رود دایمی زارِم رود- ظالم‌رود به طول حدود 100 کیلومتر با جهت عمومی شرقی ـ غربی از ریزابه‌های سمت راست تجن است و در حدود 16کیلومتری جنوب شهر ساری به آن می‌پیوندد.

قسمت سفلای تجن که از حدود 8 کیلومتری جنوب شهر ساری (نزدیک آبادی تنگه لته) آغاز می‌شود، در بخش مرکزی شهرستان ساری با جهت عمومی جنوبی ـ شمالی جریان دارد و بستر آن ماسه‌ای است.

پوشش گیاهی حاشیه تجن در قسمت علیا، درختان جنگلی پهن برگ مانند مازو، توسکا، سفیدار، لیکی، آزاد و انجیلی و در قسمت سفلا، انواع گیاهان آبزی حاشیه‌ای است.

تجن در منطقه زلزله خیز البرز قرار دارد. در زمین لرزه سال 1314 پانصدمتر از مسیر تجن در نزدیکی محل دوسله، در حدود 33 کیلومتری جنوب شرقی شهر ساری، بسته شد.



نوشته شده توسط :Saeed.R
دوشنبه 3 مهر 1391-05:31 ب.ظ
نظرات() 

کاهش 60درصدی آبزیان ‌خزر براثر آلودگی‌های نفتی

محیط زیست > آلودگی- گروه محیط‌زیست - اسدالله افلاکی:
با آنکه رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست چندی پیش اعلام کرد که چهار تن گلوله‌های نفتی از سواحل خزر جمع‌آوری شده است و مردم در این خصوص نگرانی نداشته باشند، کارشناسان می‌گویند گلوله‌های نفتی ناشی از فعالیت‌های نفتی غیراستاندارد کشور آذربایجان تمامی ندارد و این روند تا زمانی که این کشور ملزم به رعایت معیارهای زیست‌محیطی در استخراج نفت نشود زیستبوم‌های دریایی را تهدید خواهد کرد.

دکتر محمدرضا فاطمی، متخصص اکوبیولوژی دریا، دراین باره به همشهری گفت: آلودگی‌های نفتی ناشی از فعالیت‌های کشور آذربایجان تازگی ندارد و سال‌های سال است که این کشور باعث آلودگی خزر می‌شود. آنطور که این عضو هیأت دانشگاه می‌گوید:‌80درصد عملیات نفتی این کشور در منطقه دریایی خلیج باکو و در محدوده پایین‌دست شبه جزیره آبشرون متمرکز است به‌همین دلیل این منطقه آلوده‌ترین منطقه دریایی خزر است و از این منطقه سالانه هزاران تن نفت خام وارد خزر می‌شود.

وی افزود: جریان دریایی آلوده به نفت آذربایجان از سمت آستارا وارد ایران می‌شود، به همین دلیل آستارا در طول سواحل خزر یکی از آلوده‌ترین نقاط از لحاظ آب و رسوب است. در مواردی حجم این آلودگی به اندازه‌ای است که با عبور از آستارا تا انزلی هم پیش می‌آید و این بخش از آب‌های خزر را هم آلوده می‌کند.

فاطمی با اشاره به اینکه آن بخش از آلودگی‌های نفتی که به چشم دیده نمی‌شوند به مراتب از آلودگی‌های قابل مشاهده خطرناک ترند، گفت: با توجه به فعالیت‌های مستمر نفتی در آذربایجان، نشت نفت هم در دریا دائمی است و درنتیجه مواد «حلال نفت» در آب که به چشم دیده نمی‌شود پیوسته وارد‌ آب‌های ایران می‌شود و سواحل ما را آلوده می‌کند.

باکو آلوده‌ترین منطقه خزر

این متخصص اکوبیولوژی خاطرنشان کرد: وقتی نفت خام وارد دریا می‌شود، تجزیه شده اما بخشی از نفت حلال است که قابل اندازه‌گیری است اما بخشی که حلال نیست در اثر هوازدگی رسوب می‌کند و روی بستردریا می‌نشیند، این روند آلودگی که منشأ آن فعالیت‌های نفتی کشور آذربایجان است از سال‌ها پیش آغاز شده و همچنان ادامه دارد.

فاطمی با تأکید براینکه آلوده‌ترین منطقه دریایی خزر خلیج باکوست، گفت: متأسفانه آلودگی‌های نفتی باکو نه‌تنها زیستبوم‌های دریایی منطقه باکو را نابود کرده که پیامدهای ناگوار آن دامنگیر آب‌های سرزمینی ایران هم شده است. وی افزود: اخیرا رئیس محیط‌زیست باکو با اشاره به اینکه فاضلاب‌های ایران وارد خزر می‌شود، گفته است؛ ایران عامل اصلی آلودگی خزر است. این درحالی است که آلودگی‌های ناشی از نشت نفت آذربایجان ده‌ها هزار برابر فاضلاب‌های ایران، خزر را آلوده می‌کند و این مسئله‌ای نیست که آذربایجان بتواند آن را انکار کند. فاطمی خاطرنشان کرد: تا زمانی که کشور آذربایجان، سیستم‌های لوله‌کشی و حفاری فرسوده و قدیمی خود را عوض نکند و ملزم به رعایت معیارهای زیست‌محیطی در عملیات اکتشاف و استخراج نفت نشود این وضعیت اسفبار ادامه خواهد یافت و خزر روزبه‌روز آلوده‌تر خواهد شد.

این متخصص اکوبیولوژی دریا درباره تبعات زیست‌محیطی آلودگی‌های نفتی خزر گفت: خوشبختانه خزر دریایی توفانی است به همین دلیل بخش عمده آلودگی‌های نفتی به‌تدریج اکسیده می‌شود و از بین می‌رود، در عین حال، این آلودگی‌ها باعث کاهش بازشدگی «تخم» و «لارو» ماهی می‌شوند و حدود 60درصد لاروها را از بین می‌برند که نتیجه آن کاهش جمعیت ماهی‌هاست.

خطر آلوده بودن ماهی‌های خزری

وی درباره سایر تبعات ناگوار زیست‌محیطی آلودگی‌های نفتی تصریح کرد: مواد نفتی به‌تدریج وارد رسوبات که محل زندگی «بنتزها» است می‌شوند. (بنتزها، نرم‌تنان کوچکی هستند که در دل رسوبات زندگی و از رسوبات تغذیه می‌کنند) و از آنجایی که 80درصد ماهی‌های خزر «کف زی خور» هستند با خوردن بنتزها آلودگی‌های نفتی وارد بدنشان می‌شود و در نهایت این آلودگی به چرخه غذایی انسان راه می‌یابد. فاطمی در ادامه یادآور شد: مواد نفتی وقتی تجزیه می‌شود مشتمل بر دو عنصر «وانادیم» و «کادنیوم» است، البته کروم هم دارد. در واقع این عناصر شاخص‌های آلودگی نفتی هستند که با اندازه‌گیری آنها می‌توان میزان آلودگی نفتی را مشخص کرد. با این توضیح که این عناصر حتی پس از تجزیه نفت هم باقی می‌مانند و ضمن کاهش لاروها، گوشت ماهی‌ها را آلوده می‌کنند که اثرات سوء آن با ورود به سبد غذایی، گریبانگیر مصرف‌کنندگان گوشت ماهی می‌شود. البته ممکن است که ماهی آلوده به نفت نباشد اما وجود عناصری چون وانادیم و کادنیوم در گوشت ماهی مشکل زا می‌شود.

دکتر بهروز دهزاد، متخصص اکولوژی اکوسیستم‌های آبی و دریایی هم با اشاره به اینکه فعالیت‌های نفتی غیراستاندارد دولت آذربایجان سال‌هاست آب‌های خزر را آلوده می‌کند، به همشهری گفت: نشت نفت و آلوده شدن خزر از سوی آذربایجان تازگی ندارد و از آنجایی که کنترلی روی این مسئله وجود ندارد سال‌هاست این کشور بی‌آنکه به معیارهای زیست‌محیطی پایبند باشد خزر را آلوده می‌کند. این در حالی است که نفتی که در آب‌های خزر پخش می‌شود شامل حداقل 400ماده شیمیایی و آلی است که برخی از این مواد به‌دلیل سبک بودن به محض جاری شدن در دریا به سطح آب می‌آیند و طی 10 تا 12 ساعت اولیه تبخیر می‌شوند اما بخشی از این مواد سنگین است و به عمق آب نفوذ می‌کنند. این عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی افزود: درصورتی که مواد نفتی از دریا جمع‌آوری نشوند به مرور زمان سنگین شده و با ته‌نشین‌شدن در کف دریا تبدیل به گلوله‌های نفتی می‌شوند و با جریان آب به نوار ساحلی می‌آیند‌. این روندی است که سال‌هاست زیستبوم‌های دریایی خزر به‌ویژه زیستبوم‌های ساحلی در گیلان را تهدید می‌کند.



نوشته شده توسط :Saeed.R
دوشنبه 3 مهر 1391-05:29 ب.ظ
نظرات() 

آشنایی با کوه‌ سهند - آذربایجان شرقی

سهند نام قله‌ای در جنوب شهر تبریز دراستان آذربایجان شرقی است

ارتفاع کوه سهند از سطح دریا 3695 متر می‌باشد و مخروطی بسیار پهن و گسترده دارد که از توف‌ها و خاکسترهای فوران تشکیل گردیده و بر اثر آب‌های جاری دره‌های تنگی در آنها ایجاد شده است.

سهند در زمره کوه‌های رشته کوه‌های البرز است که در شمال مراغه و از غرب به شرق کشیده شده و بلندترین قله آن جام نام دارد که ۳۷۱۰ متر ارتفاع دارد. سهند و جام دو قله به هم چسبیده این رشته کوه می‌باشند.

سهند در تمام سال پوشیده از برف است. دامنه‌های سهند در طول سال پوشیده از گل و ریحان و لاله واژگون است.

کوهستان سهند بعد از سبلان یکی از بزرگترین و مهمترین برجستگی‌های آذربایجان و از معروفترین کوه‌های آتشفشان و خاموش ایران است که در 50 کیلومتری جنوب تبریز و 40 کیلومتری شمال مراغه قرار گرفته است.

قله منفرد و آتشفشانی خاموش سهند در میان جلگه آذربایجان قد برافراشته است این کوهستان آتشفشانی خاموش شبیه آرارات و البرز و سبلان بوده خط فاصل بین دو توده خروجی البرز و توده ارمنستان به وجود آمده است.

ارتفاع متوسط سهند 1400 تا 2200 متر بوده که در آن بریدگی‌های سخت، دامنه‌هائی با شیب تند با تنگه‌های باریک و رشته کوه‌ها کشیده شده در موازات یکدیگر به وجود آمده است.

در این تنگه‌های کوهستانی رودخانه‌های پر آبی به سوی دو آبگیر عمده آذربایجان یعنی دریاچه ارومیه و دره قزل اوزن جریان دارند.

جهت رشته کوه‌های سهند اکثراً شرقی - غربی است ولی در مجموع کوه‌های سهند به صورت شعاعی در جهت مساوی کشیده شده‌اند.

حد شرقی سهند، شهرستان هشترود تا دره قزل اوزن و حد غربی آن سواحل شرقی دریاچه ارومیه می‌باشد

نوشته شده توسط :Saeed.R
یکشنبه 19 شهریور 1391-08:14 ق.ظ
نظرات() 

آشنایی با غارهای خربس - هرمزگان

محیط زیست > زیست‌بوم- همشهری آنلاین - محمد ملاحسینی:
بر پیشانی کوهی مشرف به ساحل جنوبی جزیره قشم، 4 دهانه غار، از درون به هم پیوسته، در ارتفاع 20 تا 30 متر به چشم می‌خورد که به غارهای خربس «Xarbes» شهرت دارند و گفته می‌شود از دوره مادها هستند

این غارها که از پدیده‌های کهن زمین شناختی به شمار می‌روند، همراه با دیگر پدیده‌ها و کوه‌ها و خود جزیره قشم دنباله چین خوردگی‌های رشته کوه های زاگرس هستند که در هزاره‌های گذشته از زیر آب سربرآورده‌اند.

این غارها از درون با مجموعه دهلیزها، تالارها و اتاق‌های متعدد به ابعاد 5/5×4 متر و چشمه‌ها و روزنه‌های گوناگونی که رو به شمال و جنوب قرار دارند، مؤید حضور مردمانی از دوران‌های کهن در این جزیره هستند.

پیداست که دست آدمیان به مرور زمان و به منظور کاربردهای گوناگون، شکل و سیمای این غارها و دیواره‌های آنها را دگرگون ساخته و مناسب نیازهای خود درآورده است.

ساختار رازآمیز این غارها و قرارگرفتن آن بر بلندی، این عقیده را دامن زده که اینجا در روزگار مادها نیایشگاه مهر و محلی برای ستودن الهه میترا بوده است.



نوشته شده توسط :Saeed.R
شنبه 18 شهریور 1391-09:10 ب.ظ
نظرات() 

گوزن‌های زرد تشنه ارومیه، در دامن مهر روستاییان

محیط زیست > حیوانات- همشهری آنلاین: دست‌های مهربان اهالی اطراف دریاچه ارومیه بر سر گوزن‌های زرد تشنه سایه انداخته ؛ گوزن‌های جزیره اشک که اگر به آنها آب نرسد در آینده‌ای نه چندان دور فقط خاطره‌ای از آنها باقی می‌ماند

350 راس گوزن در بزرگ‌ترین دریاچه شور ایران چندی است که به دلیل خشکسالی و تغییرات آب و هوایی در معرض خطر تلف شدن قرار دارند و برای نجات جان خود در حال خروج از جزیره زیستگاه خود هستند و روستاییان مناطق جنوبی دریاچه ارومیه با دادن آب و علوفه دستی آنان را حفظ کرده‌اند.

اصغر محمدی فاضل، معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست در این باره می‌گوید: در سال‌های 60 تا 68 تعداد 58 راس و از سال 85 تاکنون 32 راس گوزن زرد از جزیره اشک به مناطق طبیعی دیگر منتقل شدند. دراین انتقال‌ها تعدادی از گوزن‌ها نیز به جزیره کبودان واقع در دریاچه ارومیه منتقل شدند.

جثه‌ گوزن زرد از مارال کوچک‌‌تر است. نرها شاخ‌ های بلند و نسبتا پهنی دارند. رشد شاخ‌ها از یک سالگی به بعد شروع می ‌شود، ولی شاخک‌ها از دو سالگی ظاهر می‌شوند.در اواخر فصل زمستان شاخ‌ها می‌افتند و شاخ‌های جدید بلافاصله شروع به رشد می‌کنند و در تابستان تکمیل می‌شوند.

موها در فصل تابستان کوتاه است. رنگ پشت و پهلوها در این فصل زرد متمایل به قرمز و زیر بدن و کفل‌ها و دم سفید است. در قسمت پشت و پهلوها خال‌های سفید مشخصی دارد. در زمستان موها بلندتر و به رنگ خاکستری با خال‌های نامشخص است.

با خشک شدن دریاچه ارومیه ، حیات این گونه‌های زیبا با خطر انقراض جدی روبروست. وضعیت فعلی دریاچه موجب شده تا برخی گوزن‌ها در جستجوی آب از جزیره اشک خارج شوند و به سمت روستاهای مجاور دریاچه عزیمت کنند که خوشبختانه با ملاطفت و مهربانی اهالی روبرو شدند. روستاییان با آبرسانی و دادن علوفه ده‌ها راس گوزن زرد محیط زیست استان آذربایجان غربی را مطلع کردند و سازمان حفاظت محیط زیست نیز گروهی از کارشناسان را به این منطقه اعزام کرد.

بر اساس اطلاعات و گزارشی که از دو استانپ آذربایجان شرقی و غربی رسیده حدود 30 راس گوزن از جزیره اشک خارج شدند که توسط گروه‌های زنده گیری محیط زیست زنده گیری و به منطقه ' رشکان ' به عنوان قرنطینه منتقل شدند.

اولین گروه گوزن زرد بین سال های 56 تا 62 در قالب 23 راس از زیستگاه طبیعی خود یعنی استان خوزستان به جزیره اشک در دریاچه ارومیه منتقل شدند که این تعداد در مدت 35 سال گذشته به 350 راس افزایش یافت .

معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست می‌گوید: مطالعاتی که توسط سازمان محیط زیست در سال‌های گذشته و امسال انجام شده نشان می‌دهد جزیره 'اشک 'از لحاظ بوم شناختی توانایی نگهداری این تعداد گوزن را ندارد . توان این جزیره حدود 250 راس گوزن پیش بینی شده لذا اقدامات لازم برای زنده گیری و انتقال آنها به زیستگاه‌های طبیعی و مراکز تکثیر و پرورش انجام شده است.

در حال حاضر شرایط خشکسالی و پایین آمدن سطح آب دریاچه ارومیه باعث خروج گوزن‌ها از جزیره شده که مستلزم تجهیز گروه‌های زنده گیری و انتقال آنها است که خوشبختانه اقدامات خوبی در این باره صورت گرفته است.

فاضل می‌افزاید: سازمان محیط زیست با همکاری ستاد بحران دو استان اذربایجان غربی و شرقی و جلب مشارکت تشکل‌های مردمی در فرایندی اقدام به صدور دستورالعملی در 14 بند کرد تا در قالب آن اقدامات لازم برای نجات این گوزن‌ها صورت گیرد.

وی درباره تلفات ناشی از خروج گوزن‌ها از زیستگاه‌های خود گفت: تاکنون تلفاتی گزارش نشده اما با توجه به شرایط دریاچه ارومیه و فاصله زیاد جزیره اشک با روستاهای جنوبی دریاچه، پیش بینی می‌کنیم ممکن است برخی از این گونه‌ها بر اثر تشنگی یا گرفتار شدن در مانداب و باتلاقی بودن برخی مناطق خشک شده گرفتار و تلف شوند.

فاضل ادامه داد: در حال حاضر گروه‌های زنده گیری در بخش شرقی ، غربی و جنوبی دریاچه مستقر هستند و اقدامات لازم برای مراقبت‌های دامپزشکی صورت گرفته است و آبرسانی تشدید شده است.

مساله آبرسانی اولین مشکلی بود که جزایر دریاچه ارومیه با آن مواجه شدند که در این راستا محیط زیست با استفاده از قایق اقدام به آبرسانی به جزایرکرد اما امسال به دلیل افت شدید آب و پایین آمدن سطح آب دریاچه امکان آبرسانی با قایق غیر ممکن شد لذا با استفاده از بالگرد و هاورکرافت آبرسانی صورت گرفت اما به دلیل بالا بودن هزینه اجاره این تجهیزات این روش هم متوقف شد. این روند موجب شد گوزن ها برای نجات از تشنگی به روستاهای اطراف دریاچه پناه بیاورند که خوشبختانه اهالی برخورد خوبی با این حیوانات داشتند.

به گفته فاضل مساله دیگری که خشکسالی برای حیات وحش جزایر دریاچه ارومیه ایجاد کرد خروج این گونه‌ها از زیستگاه طبیعی آنهاست . اغلب جزایر به دلیل محاصره شدن در آب مانع خروج گونه‌های جانوری می‌شدند اما شرایط کنونی دریاچه و خشک شدن آب اطراف جزایر باعث شد تا گوزن‌ها بتوانند خود را به حاشیه دریاچه برسانند.

فاضل اضافه می‌کند: محیط بانان اداره کل محیط زیست استان آذربایجان غربی به محض دریافت گزارشی مبنی بر حضور گوزن‌ها در روستاهای اطراف دریاچه در قالب گروه‌های گشت اقدام به جستجو در منطقه کردند و با استفاده از تجهیزات و سلاح‌های بیهوشی موفق به زنده گیری این حیوانات شدند.

فاضل می‌گوید:سازمان محیط زیست از مشارکت مردم ، تشکل‌های دوستدار محیط زیست و اهالی حاشیه دریاچه ارومیه که نسبت به پناه دادن و آبدهی دستی این گونه‌ها اقدام کرده‌اند تشکر و قدردانی می‌کند و این سپاس حداقل اقدامی است که می‌توان در برابر روستاییان گمنام اما پرتلاش و مهربان مناطق جنوبی دریاچه ارومیه انجام داد .



نوشته شده توسط :Saeed.R
پنجشنبه 16 شهریور 1391-02:24 ب.ظ
نظرات() 

آشنایی با قله توچال - تهران

محیط زیست > زیست‌بوم- همشهری آنلاین - محمد ملاحسینی:
قله توچال و کوهستان پیرامون آن به صورت یک خط الراس شرقی- غربی در جناح جنوبی رشته کوه‌های البرز مرکزی و در شمال شهر تهران قرار دارد

این کوهستان از شمال به دره رودخانه‌های جاجرود و شهرستانک و از غرب توسط خط الراس کم ارتفاع‌تری به قلل شمالی کوه‌های کرج متصل می‌باشد.

توچال بلندترین ارتفاع شمال تهران از طریق شانه غربی خود موسوم به هومند به ارتفاع 3900 متر به گردونه 3700 متری شهرستانک و سپس به قله شاه نشین بزرگ به ارتفاع 3850 متر متصل می‌شود و از سمت شرق توسط خط الراس قوسی شکلی پس از تشکیل قلل پیازچال و لزون از طریق گردنه کوتاه لوپهنه به قلل دارآباد ارتباط می‌یابد.

قله از طریق جناح شمالی هومند به قله قزقونچال و یال‌های فرعی منطقه آهاربشم و شهرستانک منتهی می‌گردد این خط الراس شمال توچال را از طریق قله قلعه دختر و سی چال به گردنه دیزین و سپس به سایر بلندی‌های البرز مرکزی متصل می‌سازد.

از جمله جاذبه‌های فرعی کوهستان توچال باید از امامزاده ابراهیم، دیواره 150 متری مشهور بند یخچال منطقه سنگنوردی بند یخچال، آبشار دوقلو و پناهگاه‌های بزرگ شیرپلا، کلک چال و پلنگ چال نام برد.

پناهگاه توچال، در قله توچال و در ارتفاع ۳۹۶۰ متری ساخته شده‌است.قله توچال یکی از مقصدهای اصلی کوه‌نوردان تهران است.

تله‌کابین توچال در پایان خیابان ولنجک و در ۳ کیلومتری میدان تجریش در منطقه شمیرانات واقع شده‌است.

مناسب ترین زمان‌های صعود به قله ماه‌های اردیبهشت، خرداد، مهر و آبان است.



نوشته شده توسط :Saeed.R
پنجشنبه 9 شهریور 1391-01:08 ب.ظ
نظرات() 

تخریب زیستگاه خرس قهوه‌ای، مرال و شوکا

محیط زیست > حیوانات- گروه محیط‌زیست - اسدالله افلاکی:
گزارش‌های دریافتی همشهری حاکی از آن است که بخشی از منطقه حفاظت شده یخکش از توابع بهشهر درحال تخریب است. این درحالی است که این منطقه یکی از زیستگاه‌های خرس قهوه‌ای، شوکا و مرال محسوب می‌شود.

حر منصوری، فعال محیط‌زیست در این‌باره به همشهری گفت: در منطقه حفاظت شده یخکش، آبشاری در ارتفاعات روستای پاسند واقع شده که «اس ت او» (در گویش مازندرانی به‌معنای آب سفید است) نام دارد. این آبشار زیبا مشرف به رودخانه «جزی» است که از شمال البرز شرقی به سمت دامنه‌های جنوبی البرز در جریان است. متأسفانه طی سال‌های اخیر ساخت سدی با عنوان «گل ورد» در جنوبی‌ترین نقطه این رودخانه در دستور کار قرار گرفته و هم‌اکنون در دست احداث است. وی افزود: از آنجایی که این رودخانه از زیستگاه خرس قهوه‌ای، مرال، شوکا، گرگ، روباه، شغال و گونه‌های دیگر عبور می‌کند هرگونه عملیات اجرایی حیات این حیوانات را به خطر می‌اندازد به‌ویژه آنکه چند ماهی است با مجوز یا بدون مجوز، حجم بسیار زیادی شن، ماسه و سنگ از این رودخانه برداشت و به محلی که سد در دست احداث است حمل می‌کنند. در واقع شن و ماسه مورد نیاز سد را از این رودخانه تأمین می‌کنند.

منصوری ادامه داد: تخریب‌ها فقط به برداشت شن، ماسه و سنگ از رودخانه جزی محدود نمی‌شود بلکه جاده‌ای در سمت غرب رودخانه در حال ساخت است که به‌طور یقین زیستبوم‌های منطقه را تهدید می‌کند به‌طوری‌که هنوز ساخت این جاده به اتمام نرسیده، هجوم گردشگران به این منطقه بکر آغاز شده و هم‌اکنون کل منطقه به پارکینگی از خودروهای این افراد تبدیل شده است.

از نگاه کارشناس

دکتر اسماعیل کهرم، استاد حیات‌وحش ضمن انتقاد از تخریب منطقه حفاظت شده یخکش به همشهری گفت: منطقه حفاظت شده یخکش منطقه‌ای جنگلی، مرتفع و ابرگیر است که به‌دلیل شرایط خاصی که دارد مردم محلی در گذشته با استفاده از سرمای زمستان، یخچال‌هایی در این منطقه ایجاد می‌کردند و در فصل گرما یخ‌ها را به‌فروش می‌رساندند. ضمن آنکه از نظر حیات وحش هم اهمیت ویژه‌ای دارد.

استاد دانشگاه و عضو هیأت علمی درباره ساخت جاده در این منطقه تصریح کرد: منطقه منحصربه‌فرد یخکش به این دلیل مصون مانده که تاکنون ناشناخته مانده و دسترسی به آن وجود نداشته است؛ اما احداث جاده نه‌تنها پای شکارچیان را به منطقه باز می‌کند که باعث ویلا‌سازی‌ در منطقه می‌شود.

وی درباره حیات وحش منطقه گفت: این منطقه زیستگاه حیوانات ارزشمندی ازجمله خرس قهوه‌ای است. این حیوان از انسان گریزان است به همین دلیل به ارتفاعاتی نظیر یخکش پناه می‌برد. مرال از دیگر گونه‌های حیات وحش این منطقه است که شدیدا در معرض خطر است. شوکا که کوچک‌ترین گوزن ایرانی است نیز در همین زیستگاه زندگی می‌کند زیرا یخکش هنوز امن است. بدیهی است با ساخت جاده و باز شدن پای شکارچیان به منطقه و رونق گرفتن ساخت‌وساز، مجالی برای ادامه حیات مرال، خرس قهوه‌ای و شوکا باقی نخواهد ماند.

کهرم خاطرنشان کرد: وقتی در منطقه‌ای بکر نظیر یخکش، فعالیت عمرانی مغایر با معیارهای زیست‌محیطی انجام می‌شود مردم منطقه ابتدا تصور می‌کنند این به نفع آنهاست زیرا این فعالیت‌ها باعث افزایش قیمت اراضی آنها می‌شود و آنها اراضی خود را می‌فروشند. درحالی‌که پس از چند سال متوجه می‌شوند که چه بلایی بر سرشان آمده است زیرا باید سرایدار خانه‌ای بشوند که قبلا متعلق به خودشان بوده است. نمونه بارز آن کلاردشت است که مردم محلی زمین‌های خود را با این تصور که گران شده به سودجویان فروختند اما پس از چند سال سرایدار و نگهبان همان خانه‌هایی شدند که روزی زمین آنها متعلق به خودشان بود.



نوشته شده توسط :Saeed.R
دوشنبه 6 شهریور 1391-01:21 ب.ظ
نظرات() 

کانگورو استرالیایی در نهبندان!

محیط زیست > حیوانات- همشهری‌آنلاین:
یک راس کانگورو استرالیائی در پلیس راه نهبندان توقیف و به ماموران حفاظت محیط زیست تحویل داده شد.

رئیس اداره حفاظت محیط زیست نهبندان گفت: این کانگوروی نر سه ساله از مرزهای کشور پاکستان وارد سیستان و بلوچستان شده و از مسیر نهبندان به مقصد مشهد مقدس حمل می‌شده است.

به گفته حسینی هیچ نوع و گونه‌ای از این جانور در کشورمان زیست نمی‌کند و زیستگاه اصلی آن کشورهایی از جمله استرالیا است.

رئیس اداره حفاظت محیط زیست نهبندان افزود چون این گونه حیوانات از کشورهای مختلف جابه جا می‌شوند احتمال اینکه ناقل بیماری باشند و جود دارد .

حمل کننده این کانگورو دستگیر و به دادگاه تحویل داده شد.

این کانگورو با مکاتبات صورت گرفته صبح فردا از طریق فرود گاه بیرجند به تهران منتقل خواهد شد .



نوشته شده توسط :Saeed.R
یکشنبه 29 مرداد 1391-11:04 ب.ظ
نظرات() 

باغ دلگشا - فارس

 این باغ در جبهه شمال شرقی و در سمت جنوب تنگ آب خان و نزدیک آرامگاه سعدی و در بستری کوهستانی واقع شده است.

سابقة آبادانی و وجود این باغ نه تنها به پیش از دوره سلسله‎های آل اینجو و آل مظفر می‎رسد بلکه تا پیش از اسلام یعنی دورة حکومت ساسانیان، به دلیل همجواری با مظهر کاریزی کهن و استقرار در حریم قلعه بسیار قدیمی مشهور به کهن‎دژ بوده که بقایای آن تا نیم سده پیش بر فراز کوه مقابل قرار داشت، قطعی است.

این باغ در دشت زیر پای این قلعه و در نزدیکی مظهر کاریز سعدی که آب گازاران هم نامیده می‎شود واقع شده است، آب قنات سعدی از گذشته تا کنون باغ دلگشا و چند باغ دیگر و کشتزارهای اطراف را مشروب می‎سازد.

در دورة تسلط تیمور گورکانی در فارس، این باغ و مجموعه باغها در نهایت آبادانی بوده و پس از دیدن این باغ، در سمرقند باغی بزرگ به همین شیوه به نام دلگشا احداث نمود. این باغ در دورة صفویه از باغهای مشهور به شمار می‎رفته و در دوره افشاریه همچنان آباد و احتمالاً مدتی در تملک میرزا محمد کلانتر فارس بوده است.

این باغ با مساحتی بالغ بر 5/7 هکتار به شمارة 912 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. ورودی باغ رو به جنوب، با عمارتی کرسی دار و ایوان دو ستونه به سمت جنوب و در سه طبقه در مرکز، که اطراف آن چهار خیابان است که به حصار اطراف باغ ختم می‎گردد، در طبقه اول عمارت، یک هشتی وسیع با چهار شاه نشین و حوض بزرگ هشت گوشی با کاشی آبی که لبه‌های آن قطعات سنگهای سرخ فام حجاری شده است.

خیابان اصلی از مدخل در ورودی تا حوض جلو عمارت امتداد یافته، در طرفین این خیابان دو باغچه از انواع مرکبات دیده می‎شود. در سمت (شرق و غرب) عمارت دو خیابان و در سمت شمالی ساختمان از شمال به جنوب یک خیابان، که در دو سوی این خیابانها درختان کاج و سرو کاشته شده است و بقیة پوشش گیاهی باغ را درختان نارنج، نخل و گردو) و بخش عمدة آن را مرکبات تشکیل می‎دهد. حوضی بزرگ در سمت جنوبی ساختمان در جلو ایوان دو ستونه وجود دارد که لبه‎ها و پاشویه آن قطعات سنگ سرخ فام است و در وسط حوض یک گلدان سنگی بزرگ نصب گردیده که سابقا در آن درخت سرو بسیار زیبایی بود، که متاسفانه خشک شده و امروزه اثری ازآن نیست.

حدود نیم قرن پیش این باغ در تملک خورشید کلاه لقاءالدوله دختر قوام‎الملوک بود که با شوهر خود ناظم‎الملک در آنجا می‎زیست، تا اینکه چندین سال قبل از ورثة قوام خریداری گردید و در حال حاضر در تملک دولت می‎باشد.

در سمت شمال باغ، باغچه کوچکی است که به علت احداث خیابانهایی در اطراف باغ، از ضلع شمالی، جدا شده است که این باغچه به نام باغ طاووس خوانده می‎شود و فاقد عمارت است، ولی دارای درختان کهنسال سرو، کاج و نخل می‎باشد که بین آنها را درختان نارنج پوشانده است.



نوشته شده توسط :Saeed.R
دوشنبه 2 مرداد 1391-04:35 ب.ظ
نظرات() 

باغ فرمانیه - تهران

باغ فرمانیه در استان تهران، در شمال دهکده رستم‎آباد و در جنوب باغ پر اهمیت کامرانیه قرار داشته است

و قدیمیترین مالک آن محمد ولی خان آصف‎السلطنه است که در سال 1326 هـ . ق تمامی باغ همراه با سهم خود از قنات‎ها و سایر متعلقات را به عبدالحسین میرزا فرمانفرما واگذار کرد.

بعد از او این مجموعه به پسر ارشدش نصرت‎الدوله رسید، او مدتی وزیر خارجه و مدتی وزیر مالیه بود و تا سال 1316 که دستگیر و سپس در سال 1317 هـ . ش که کشته شد این باغ در اختیار خانواده او بود و در همان سال به سفارت ایتالیا فروخته شد.


این باغ بر اساس نظم هندسی، بر اساس محور اصلی از شمال به جنوب به دو بخش تقسیم می‎شد. در امتداد این محور آب از حوض اصلی به حوضهای کوچکتر متصل می‎شد. در انتهای این محور استخر بزرگی وجود دارد که در قدیم به صورت مخزن آب برای آبیاری باغ از آن بهره‎برداری می‎شده است.

Iranian gardens - bagh-e Farmani-e

بنای اصلی یا بنای بیرونی دارای حوضخانه هشت ضلعی، با طاق گنبدی و تویزه‎های تزیینی و گچ‎بری شده در شمالی‎ترین قسمت باغ، واقع شده است. در بخش غربی باغ بناهای اندرونی و دو حیاط وجود دارد که دورتادور این محدوده با دیوار محصور و از بخش بیرونی کاملا مجزا می‎گردد.



نوشته شده توسط :Saeed.R
دوشنبه 2 مرداد 1391-04:30 ب.ظ
نظرات() 







  • تعداد صفحات :23
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...